• دولت و ملت، متحد با هم برای حمایت از کالای ایرانی            • محبّت به حسین بن علی (ع) ضامن حیات و بقای اسلام است            • لحظه هایت زیباست ؛‌ چون خدا، عشق و امید در وجودت جاریست           
عفو و گذشت در سیره عملی معصومین (علیهم السلام) تاریخ:1396/12/14

نویسنده: حجت الاسلام حسين ولي اللهي
معصومین علیهم السلام در زندگی خود، نمونه های کمال انسانی بودند، و برای بشریت پس از خود، میراثی بزرگ و با ارزش در مورد رفتار و اخلاق اسلامی، باقی گذاشتند.

معصومین علیهم السلام در زندگی خود، نمونه های کمال انسانی بودند، و برای بشریت پس از خود، میراثی بزرگ و با ارزش در مورد رفتار و اخلاق اسلامی، باقی گذاشتند.

عفو، در لغت به معنای بخشیدن و ندیده گرفتن جرم و گناه است. (1)

گذشت و عفوی که مؤمن باید خود را بدان مزین سازد، یکی از بزرگترین کمالات انسانی است، قرآن می فرماید: ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم ؛ آنها (مسلمین) باید عفو کنند و گذشت نمایند، آیا دوست نمی دارید خداوند شما را ببخشد. (2)

همچنین فرموده است:« و جزاء سیئه سیئه مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله انه لا یحب الظالمین؛  جزای عمل زشت، مثل آن است و کسی که ببخشد و اصلاح کند، پاداش او با خداوند است و او ستمگران را دوست ندارد. (3)

امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا (ص) می فرماید؛ علیکم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا، فتعافوا یعزکم الله ؛ بر شما باد به گذشت، گذشت جز بر عزت بنده نمی افزاید. پس از یکدیگر بگذرید، تا خداوند شما را عزیز گرداند. (4)

و حضرت علی (ع) می فرماید؛ العفو تاج المکارم ؛ گذشت، سرآمد اخلاق نیک است. (5)

در زندگی اجتماعی میان افراد یا گروه ها، کدورتهایی پدید می آید که اگر تداوم یابد اجتماع انسانها را دچار روابط تیره، سردی، تفرقه و خشونت خواهد کرد. از این رو، کدورت ها را باید با تصمیمی منطقی و انسانی از میان برد و یکی از راههای رفع آن، گذشت است. انسان، عاطفه دارد و عاطفه، گره بسیاری از مشکلات را حل می‌کند. در تداوم صفا، صمیمیت و آرامش اجتماعی نیز احساس و عاطفه، نقش تعیین کننده ای دارد، به گونه ای که انسان خشمگین و درصدد انتقام را به شخصی رحیم و بخشنده تبدیل می نماید.

عفو یا انتقام

در مقابل گذشت، انتقام است؛ یعنی بدی دیگری را مقابله به مثل کردن. درباره اینکه به هنگام خشم، عفو بهتر است یا انتقام؟ باید گفت که اسلام در بیشتر مواقع، انسان را به گذشت سفارش کرده و از انتقام برحذر داشته است، هر چند قدرت تلافی و انتقام داشته باشد و حضرات معصومین علیهم السلام این گونه عمل می نمودند.

امام صادق (ع) فرمود: زنی از یهود برای رسول خدا گوسفند کباب شده ای را که با سم مهلکی آمیخته شده بود، هدیه آورد تا آن حضرت را مسموم کند، ولی رسول خدا به وسیله وحی از آن توطئه، آگاه گردید و ضمن احضار زن، علت این کار را از او جویا شد، وی جواب داد: با خود اندیشیدم که اگر تو در واقع فرستاده خدا باشی این سم به تو اثر نمی کند و اگر پادشاه هستی، مردم از شر تو ایمن می شوند. رسول خدا (ص) آن زن را بخشید، در حالی که می توانست او را به خاطر این اقدام بکشد. (6)

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: قله العفو، اقبح العیوب و التسریع الی الانتقام اعظم الذنوب ؛ برترین عیب، کمی گذشت است و بزرگترین گناه عجله در انتقام جویی است.(7)

حضرت علی (ع) در هنگام شهادت به فرزندش امام حسن (ع) درباره ی قاتل خود فرمود؛ اگر زنده ماندم، خود می دانم چه کنم (یا قصاص می‌کنم یا می بخشم) و اگر مرگ، مرا گرفت که وعده گاه من است. اگر من او را بخشیدم و عفو کردم، موجب نزدیکی من به خداوند است، عفو برای شما نیکوکاری و حسنه است، پس (بهتر است) شما نیز او را ببخشید. (8)

عفو از تمام اشخاص، نیکو و از رهبران الهی و معصومین (ع) نیکوتر است. در قرآن آمده است؛ خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛ عفو را پیشه کن و به نیکی فرمان ده و از جاهلان رو گردان. (9)

در یکی از جنگ ها رسول خدا (ص) به تنهایی در سایه درختی خوابیده بود، ناگاه یکی از دشمنان با شمشیر، بالای سر آن حضرت ایستاد و به پیامبر خطاب کرد: اینک چه کسی قدرت دارد مانع کشته شدن تو به دست من شود؟ حضرت پاسخ داد: الله. ناگهان آن مرد بر زمین افتاد و رسول خدا به سرعت شمشیر را برداشت و بالای سرش ایستاد و گفت: حال، چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ آن مرد با التماس گفت: تو بهترین حریف هستی. سپس حضرت او را به اسلام دعوت کرد که نپذیرفت، ولی تعهد کرد که با مسلمین دشمنی و جنگ نکند و پیامبر (ص) نیز او را بخشید. » (11)

از قدیم گفته اند: «در عفو لذتی است که در انتقام نیست» و لیکن گاهی انتقام برای آرامش اجتماعی ضروری است به‌عنوان مثال قرآن درباره ی قاتل، دستور قصاص می دهد و آن را مایه حیات اجتماعی می داند و حتی با کلمه « اولوالالباب» خردمندان جامعه را مورد خطاب قرار داده تا از حکمت آن غافل نباشند.

بنابراین گذشت نیز برای خود، حد و مرزی دارد که از آن نباید تجاوز کرد، گذشت از قاتل، سارق مسلح، افراد فاسد و خیانت پیشه، چیزی جز ساده لوحی و کمک به انهدام جامعه نیست. معصومین (ع) نیز در این گونه موارد با قاطعیت عمل می کردند. امام سجاد (ع) پس از شنیدن خبر کشته شدن قاتلان کربلا سجده شکر به جا آورد. به سخن دیگر، عفو و بخشش نسبت به افرادی که به شخص معصوم (ع) بد کرده بودند، سبب بیداری و شرمندگی آنان می شد که خود، جنبه تربیتی و سازندگی داشت ولی چنین رفتاری (عفو) نسبت به پایمال کنندگان حقوق اجتماعی و مفسدان فی الارض «تیغ دادن به دست زنگی مست» است.

بزرگواران با گذشت

معصومین علیهم السلام در زندگی خود، نمونه های کمال انسانی بودند، و برای بشریت پس از خود، میراثی بزرگ و با ارزش در مورد رفتار و اخلاق اسلامی، باقی گذاشتند. گذشت، از اوصاف پسندیده ای است که معصومین (ع) در حد اعلا از آن برخوردار بودند و در موارد مختلف بدان عمل می کردند که به بیان پاره ای از آن می پردازیم:

الف- عفو زیردستان

رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) نسبت به این قشر، توجه خاص داشتند و به امور آنان رسیدگی می کردند؛ از خطای آنها می گذشتند و پس از مدتی آنها را در راه خدا آزاد می کردند. شخصی نزد رسول خدا (ص) از بدرفتاری خدمتکارانش شکایت کرد. پیامبر فرمود: آنها را عفو کن تا اصلاح شوند آن مرد گفت: ای فرستاده خدا! آنها در بی ادبی و بدرفتاری مثل هم نیستند. (بعضی خیلی نافرمانی می‌کنند) حضرت فرمود: آنها را ببخش و نسبت به آنها گذشت داشته باش. آن مرد چنین کرد. (12)

معصومین (ع) نیز از خطای زیردستان و گنهکاران می گذشتند و گناه آنها را با نیکی، جبران می کردند.

امام حسن علیه السلام گوسفند زیبایی در خانه نگهداری می کرد که به آن علاقه مند بود. روزی دید که پای گوسفند، شکسته است. از غلامش علت را پرسید وی پاسخ داد: من شکستم. امام پرسید: چرا این کار کردی؟ گفت: می خواستم شما را ناراحت کنم. امام (ع) لبخندی زد و فرمود: من هم در عوض تو را خوشحال می‌کنم؛ تو در راه خدا آزاد هستی. (13)

سیدالشهدا (ع) در کنار بستر امام حسن (ع) حاضر شد در حالی که آن حضرت از درد زهر، به خود می پیجید فرمود؛ قبلا هم مرا مسموم کرده بودند ولی این بار به مرگ می انجامد. امام حسین (ع) با چشمی اشکبار پرسید؛ برادر چه کسی تو را مسموم کرد؟

امام مجتبی (ع) فرمود؛ برادرم! مپرس. اگر قاتل من آن کسی است که من می دانم، انتقام خداوند برایش کافی است و اگر غیر او باشد دوست ندارم بی گناهی به خاطر من گرفتار شود. (14)

ب- عفو جاهلان

پیشوایان معصوم علیهم السلام نسبت به قشر جاهل و نادان جامعه که بسا از مؤمنین هم بودند، رفتاری ملایم و همراه با ملاطفت داشتند، چون این گونه افراد اگر جسارتی هم می کردند به خاطر بینش ضعیف و کم خردی آنان بود. جابر می‌گوید؛ پس از جنگ حنین که غنایم بدست مسلمین افتاد، رسول خدا (ص) از سکه های غنیمتی که روی لباس بلال ریخته بود بر می داشت و بین مردم تقسیم می کرد؛ در این حال فرد نادانی به پیامبر گفت: ای فرستاده خدا! عدالت را در تقسیم اموال رعایت کن! پیامبر (ص) فرمود؛

وای بر تو اگر من عادل نباشم! چه کس می تواند عدالت را اجرا کند؟ یکی از اصحاب برخاست که او را به خاطر این جسارت، گردن بزند، پیامبر مانع شد و فرمود: پناه بر خدا از این که مردم بگویند محمد اصحاب خود را می کشد، آنگاه او را بخشید» (15)

انس بن مالک می‌گوید: یک عرب روستایی به پیامبر رسید و عبای حضرت را به سختی کشید، به طوری که روی گردن آن حضرت، اثر گذاشت سپس با لحنی خشن گفت: ای محمد! از اموال خداوند که در نزد توست به من بده. پیامبر به وی توجهی کرد و خندید و دستور داد تا مبلغی به او بپردازند (16)

مردی از اهل شام که تحت تأثیر تبلیغات زهرآگین معاویه نسبت به اهل بیت (ع) قرار گرفته بود، وقتی امام حسین (ع) را دید، شروع به فحش و ناسزا گفتن به امام کرد، امام حسین (ع) همچنان ساکت بود تا اینکه فحاشی مرد شامی به پایان رسید؛ امام رو به وی کرده فرمود؛ ای پیرمرد! گمان می‌کنم که غریب هستی اگر چیزی بخواهی به تو می دهیم، اگر راه گم کرده ای نشانت می دهیم، اگر گرسنه ای، سیرت می‌کنیم، اگر نیازمندی، تو را بی نیاز می‌کنیم. مرد شامی، ساکت و مبهوت به چهره ی امام نگاه می کرد و متحیر ماند که چه بگوید و چگونه عذرخواهی کند در پایان، با شرمساری گفت: خدا خود می داند که رسالت خویش را در کدام خاندان قرار دهد. (17)

ج- عفو مخالفان

معصومین (ع) حتی با مخالفان و دشمنان خود نیز مهربان و با گذشت بودند رسول اکرم (ص) پس از فتح مکه خطاب به کفار آن دیار فرمود؛ الا لبئس جیران النبی کنتم لقد کذبتم و طردتم و اخرجتم و آذیتم، ثم ما رصیتم حتی جئتمونی فی بلادی تقاتلونی؛ اذهبوا فانتم الطلقاء ؛ بدانید که شما بد همسایگانی برای پیامبر بودید، و او را تکذیب کردید، او را از خود راندید، بیرون کردید، و مورد اذیت قرار دادید، و به این مقدار راضی نشدید و آمدید در دیار من و آتش جنگ را افروختید. هم اکنون بروید همه شما آزاد هستید.(18)

عبدالله بن امیه برادر «ام سلمه» همسر رسول خدا (ص) که از دشمنان کینه توز و سرسخت پیامبر بود، پس از فتح مکه هر چه نزد آن حضرت می آمد و تقاضای دیدار می کرد، رسول اکرم به وی اعتنا نمی کرد، تا اینکه نزد ام سلمه خواهر خود رفت و وی را واسطه قرار داد. آنگاه حضرت از گناهان و خطاهای وی گذشت و او را مورد عفو قرار داد. (19)

علی علیه السلام پس از پیروزی در جنگ جمل، باقی مانده ی سپاه دشمن را مورد عفو و رحمت خویش قرار داد و عایشه را که از سران فتنه و دسیسه بود بخشید و با احترام به مدینه باز گرداند. (20)

از این قبیل موارد در زندگی معصومین (ع) فراوان به چشم می خورد که نقل آنها خود کتاب مستقلی می طلبد.

پی نوشت ها:

1. المنجد، مفردات راغب، واژه «عفو»

2. نور، آیه 22

3. شوری، آیه 40

4. وسائل الشیعه، ج 8، ص 519

5. شرح غرر و درر، ج 7، ص 252

6. بحارالانوار، ج 16، ص 265

7. شرح غرر و درر، ج 7، ص 252، دانشگاه تهران

8. نهج البلاغه، فیض، نامه 23، ص 874

9. اعراف، آیه 199

10. وسائل الشیعه، ج 8، ص 52

11. محجه البیضا، ج 4، ص 147، بیروت

12. میزان الحکمه، ج 6، ص 371، دفتر تبلیغات اسلامی

13. مقتل خوارزمی، ج 1، ص 127، چاپ مکتب مفید

14. الارشاد، مفید، ج 2، ص 13، اسلامیه

15. محجه البیضا، ج 4، ص 146، بیروت

16. بحارالانوار، ج 16، ص 230

17. داستان راستان، ج 1، ص 28، با اندکی تصرف، صدرا

18. بحارالانوار، ج 21، ص 109

19. ناسخ التواریخ، ج 1، ص 181، اسلامیه

20. الجمل، شیخ مفید، ص 221، داوری

منبع: کتاب سیره معصومین (علیهم السلام)

سخن روز
شخصیت:
” تنها چیزی که شخصیت هر انسان را عوض میکند، سختی های زندگیست ...سعی کنید در سختی ها انسان بمانید. „

تصویر هفته
تشییع شهدای حادثه تروریستی اهواز
مقاله
ايثار و شهادت در آموزه سياسي، فرهنگي شيعه
اولياي دين نه تنها مردم را به دفاع از ايمان و اعتقاد و ارزش هاي ديني دعوت مي كردند، بلكه دفاع از جان و مال و ناموس را نيز لازم شمرده اند.
حدیث
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) :
... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة ؛
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ‏ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است .
«کامل الزیارات ، ص 264»
یادداشت
دانش آموزان چگونه به درس و مدرسه علاقه مند می شوند؟
کودک با ورود به دبستان تجربه جدیدی را در زندگی آغاز می کند. آشنایی شاگرد با معلمان و رابطه ای که بین معلم و دانش آموز ایجاد می گردد عامل مهمی در شکل گیری شخصیت و نحوه خویشتن پنداری دانش آموز به شمار م ...
نظرسنجی
كدام‏ يك از اهداف نهضت عاشورا، نبود؟