• دولت و ملت، متحد با هم برای حمایت از کالای ایرانی            • همیشه به پدر و مادرت احترام بگذار؛ زیرا این کار با اطاعت خدا مساوی است            • لحظه هایت زیباست ؛‌ چون خدا، عشق و امید در وجودت جاریست           
حضرت زینب (س)؛ اسوه صبر و بردباری تاریخ:1397/10/18

نویسنده: زهرا اخوان
حضرت زینب(س) الگوی صبر و بردباری و شکیبایی است. این بانو با حضور در کربلا و مشاهده حوادث و صبر و بردباری در برابر همه مصائب، رسالت مهمی را رقم زد که در آن حماسه کربلا، ماندگار شد.

حضرت زینب(س) الگوی صبر و بردباری و شکیبایی است. این بانو با حضور در کربلا و مشاهده حوادث و صبر و بردباری در برابر همه مصائب، رسالت مهمی را رقم زد که در آن حماسه کربلا، ماندگار شد. در حادثه کربلا، ایشان علاوه بر همراهی کاروان و پرستاری از بیماران و مجروحان کاروان، در بیداری مردم و رسوا کردن چهره ریاکارانه یزید نقش به سزایی داشتند.

بی شک، روشنگری های ایشان نسبت به ظلمی که در کربلا از سوی دشمنان روا داشته شد رمز بقای حادثه و حماسه کربلاست.

حضرت زینب(س) شخصیت بزرگ و وارسته ای است که در بسیاری از مکارم اخلاقی به‌عنوان الگوئی برای بانوان شناخته می‌شود.

در این نوشتار کوتاه، مروری به برخی از مراحل زندگانی این بانوی نمونه اشاره خواهیم کرد.

ولادت آن بزرگوار

بعضی ولادت حضرت زینب را دوسال بعد از برادرش حسین (ع) در سال 6 هـق در ماه شعبان می‌دانند( السیده زینب. حسن محمد قاسم مصری ص 20) در حالی که بعضی از علما (السیده زینب لجنة التحقیق والتألیف ص 18 به نقل از کتاب حیاة السیده شهید دستغیب) سال ولادت ایشان را 7 هـق می‌دانند. ولی شهید دستغیب شیرازی و شهید قاضی تبریزی. تولد حضرت را در سال پنجم و در ماه جمادی الاولی در مدینه منورهمی‌دانند.السیده زینب. حسن محمد قاسم مصری و در قاهره تا امروز بر این اساس عمل می‌شود. (السیده زینب لجنة التحقیق والتألیف ص 18 به نقل از کتاب حیاة السیده شهید دستغیب)

پیامبر اکرم(ص) نامش را زینب(به معنای درخت خوش بوی نیکو منظره ای که از بوی خوش آن افراد سر مست می شوند) نهاد. (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(ع) ۳: ۳۵۷)

کنیه اش امّ عبدالله، امّ کلثوم، امّ العزائم، امّ هاشم، امّ المصائب و القابش را عالمة، عقیله بنی هاشم، صدّیقه کبری، نائبة الزهراء و بطلة کربلا گفته اند. (مسعودی، مروج الذهب... ۳: ۶۳؛ ابن الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین: ۹۵؛ محمّد زاده، مرضیه؛ بانوی آفتاب: ۲۶)

زینب در لغت

زینب یا مأخوذ از «زَنِبَ» است از باب «فَرِح» یعنی فربه شد. (چنانچه در حضرت زینب (س) وفور صفات حسنه و اوصاف پسندیده می‌باشد). و یا اینکه به اصل خودش باشد، به معنی درخت خوش بوی نیکو منظر(لسان العرب، ج 6، ص 88) و یا اینکه «زین أب» بوده است، یعنی زینت پدر که به اعتبار همین معنی بعضی تعبیر از آن بانوی گرامی نموده «زین ابیها» در مقابل «اُم ابیها».(المناقب، ج 3، ص 3557)

ازدواج حضرت زینب (س(

حضرت زینب(س)در سن ۱۳ سالکی پس از خواستگاری عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، به ازدواج او در آمد.(ابن سعد، الطبقات الکبری ۶: ۱۰۰)و صاحب ۴ فرزند، به نام های جعفر، عون، محمّد و امّ کلثوم شد. و بعضی فرزندی به نام عباس را هم به او نسبت داده اند. (همان ۸: ۳۴۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(ع) ۴: ۱۲۲)مورخان نوشته اند: عون و محمد در سن ۱۸ و ۲۰ سالگی در کربلا در رکاب حضرت سیّد الشهداء(ع) به فیض شهادت رسیدند. (مفید، الإرشاد... ۲: ۲۴۸؛ ابو الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین: ۱۲۲)

فضایل و کمالات انسانی

- علم و دانش: حضرت زینب(س) در مهد مدینة علم نبوی تربیت شده و در تمامی عمر در پیشگاه دو پیشوای بزرگ که بزرگان اهل بهشتند پرورش یافت و از چنان علم و دانشی برخوردار بود که حتّی دشمنان مانند یزید «لعنت‌الله‌علیه» نیز به فضیلت و علم و کمال او معترف بودند. از حضرت امام سجاد(ع) نقل شده که خطاب به ایشان فرمود:« أنتِ بحمدالله عالمة غیرمعلّمة فَهِمة غیر مفهّمة ؛ ای عمه جان، شما دانشمندی هستی که از کسی نیاموخته‌ای و دانا و فهمیده‌ای هستی که از کسی یاد نگرفته‌ای!. به راستی چنین است، خانمی که از پدری همانند امام علیّ بن ابی طالب(ع) وارث علم پیامبر(ص)، و مادری همانند فاطمه زهرا(س)، کوثر پیامبر(ص)، متولد شده باشد و در دامان آن بزرگواران رشد یافته، باید چنین باشد.

حضرت زینب(س) در مسجد کوفه، مجلس درس تفسیر قرآن و احکام برقرارکرده بود و گاهی مردان نیز در جلسات ایشان شرکت می کردند. گفته می‌شود، عبدالله بن عباس هم از آن کسان بوده است. چنان که او نقل میکند: «بانوی خردمند ما حضرت زینب بنت علی(ع)چنین روایت می‌کند». (ابو الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین: 95؛ صدوق، کمال الدین، باب 45 ح37)

امام حسین(ع) به خواهرش دستور داد تا احکام دینی را از طرف امام سجّاد(ع) برای بستگانش تبیین کند، او از طرف حضرت زین العابدین(ع) نیابت خاصه داشت تا احکام دینی و شرعی را برای مردم بیان کند و خانه‌ آن علویه‌ مکرّمه، همواره محل رفت و آمد و مراجعه مردم بود.

- قدر و منزلت:

در تاریخ آمده امام حسین(ع) نسبت به خواهرش حضرت زینب(س) بسیار احترام می‌گذاشت و هرگاه حضرت‌زینب‌(س) به دیدن برادر می‌رفت، امام‌حسین(ع) پیش پای او قیام می‌کرد و می‌ایستاد و او را در جای خود می‌نشاند و این عمل نشانة قدر و منزلت حضرت زینب(س) نزد برادر است.

- عفّت:

یکی از علمای بزرگ اسلام از شخصی به نام یحیی نقل می‌کند که گفت: «در همسایگی منزل امیرالمؤمنین(ع) بودم و منزل من کنار منزلی بود که حضرت زینب(س) در آنجا می‌نشست و حتّی یک دفعه کسی او را ندید و صدای او را هم نشنید و هرگاه می‌خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب می‌رفت.

- زهد و تدبیر:

خاتون ‌آبادی می‌نویسد: حضرت‌زینب(س) در بلاغت و زهد و تدبیر و شجاعت مانند مادرش بود ….

همچنین نیشابوری‌ در رسالة علوی همی‌نویسد: زینب(س) دختر علی(ع) در زهد و عبادت‌ مانند پدر و مادرش بود.

-فصاحت و بلاغ:

فصاحت علوی و بلاغت مرتضوی پس از او به دختر دلبندش حضرت زینب(س) رسید و تمامی فصحاء عرب و بلغای مشهور معترفند که بعد از علی(ع) فصیح ‌ترین و بلیغ‌ ترین افراد حضرت زینب(س) بوده است. (بر گرفته از کتاب زینب کبری(س) در سایت آیت الله جاودان)

-مبارزه و جهاد با دشمنان

آن حضرت، در حادثه روز عاشورا به‌عنوان یار و یاور برادرش بزرگوارش، حضرت سید الشهداء(ع) شرکت داشت و در آن مبارزه خونین، نقش تاریخی خود را با صبر و بردباری و پرستاری از زخمی ها و مجروحین و... ادامه داد و هرگز از دشمن اموی و منحرفین خوف و هراسی نداشت. طبق روایتی امام علیّ(ع) فرمود: « جهاد بر سه قسم است، با دست، با زبان و با دل». (نهج البلاغة، حکمت 375)

حضرت زینب کبری(س) با قدرت و تسلط بی‌نظیر به مبانی دینی و قرآنی و قدرت و تسلط بر مردم، چنان حکیمانه سخن می گفت که دهان مردم از تعجب باز می‌ماند!. چنان که در مجلس یزید با ابّهت و شکوهی ویژه سخن گفت که نه یزید امکان قطع سخن او را یافت و نه کسی از حاضران جرأت مخالفت پیدا کرد!‌(ابومخنف، وقعة الطف ، تحقیق: یوسفی غروی، 262؛ سیّد ابن طاووس، الملهوف...191)

 - استقامت در راه هدف

حضرت زینب کبری(س) در حادثه کربلا، با شجاعت و استقامت بی نظیر، در کنار حضرت سیّد الساجدین (ع) به ادای وظیفه دینی پرداخت. که به نمونه ‌هائی از آن اشاره می‌شود:

استقامت و ثبات زینب از استقامت و ثبات پدرش خبر می دهد، گویا در وجود او تمام کرامتها [و صفات پسندیده] حضرت علی (ع) وجود دارد.

- شب و روز عاشورا

امام سجاد (ع) می‌فرماید: آن شبی که پدرم فردایش کشته شد. عمه‌ام زینب نزد من بود و از من پرستاری می‌کردند. پدرم با یارانش در خیمۀ از ما فاصله گرفته بودند...در این هنگام پدرم این اشعار را می‌خواند:

یا دهر افّ لک من خلیل کم لک بالاشراق والاصیل

من صاحب او طالب قتیل والدهر لایقنع بالبدیل

وانما الامر الی الجلیل وکلّ حیّ سالک سبیلی

.... من فهمیدم و متوجه منظورش شدم، بغض گلویم را گرفت، ولی اشکم را نگه داشتم و ساکت شدم.... اما عمه‌ام زینب (س) نتوانست خودش را کنترل کند... به سوی برادرش حسین (ع) رفت، گفت: ای وای: ای کاش مرگ زندگی را از من می‌گرفت، یک روز مادرم فاطمه (س) از دنیا رفت، بعد پدرم علی (ع)، و بعد برادرم حسن (ع) تنها تو مانده‌ای ای جانشین گذشتگان.

حسین (ع) نگاهی به خواهر کرد و فرمود: خواهرم! شیطان شکیبایی و بردباری‌ات را نگیرد.....(وقعة الطف ص 243 –تاریخطبریج 5 ص 446)

- ورود به کوفه و شام

بعد از حادثه عاشورا و پس از آنکه اسرا را به کوفه بردند، حضرت زینب (س) خطبه‌ای ایراد کرد که همه انگشت به دهان ماندند و گریه و زاری از مردم بلند شد. (امالی مفید، ج 48 و 49)

حضرت زینب(س) چنین اظهار داشت: سپاس خداوندی را که نبیّ خاتم حضرت محمّد بن عبدالله(ص) را گرامی داشت و ما را پاک و پاکیزه نمود. در آن خطبه بود که این بانوی مکرم فرمودند: «ما رأیت الاّ جمیلالله» یعنی؛ غیر از زیبایی چیزی نمی بینم.) بحارالانوار، مجلسی، همان، ج 45، ص 116و اللهوف علی قتلی الطفوف، ابن طاووس، دارالاسوة، ص 201)

بعد از آن اسرا را به شام به نزد "یزید بن معاویه" بردند. حضرت زینب(س) در ادامه سخنانش در مجلس یزید، مردم را منقلب کرد و با قرائت آیات قرآن و استدلال به تفسیر و تاویل واقعی آن ها، بنیان ظلم و ستم اُمویان را افشا و بر حقّانیت راه پیامبر اعظم(ص) و خاندانش شهادت داد به طوری که مردم کم کم بیدار شدند و به عمق ظلم و ستم و فساد خاندان بنی امیه پی بردند!(سید ابن طاووس، الملهوف...: 315؛ طبرسی، الاحتجاج 2: 122)

و در آنجا نیز افشاگری و حق گویی زینب (س) عَنان کار را از دست یزید گرفت تا اینکه یزید اسرا را همراه نعمان بن بشیر روانه مدینه کرد.( تاریخ طبری، ج 5، ص 461 و 462 ترجمه وقعة الطف ص 202 و 203)

- بعد از ورود به مدینه

بعد از مراجعت زینب (س) از شام به مدینه به برپایی عزا بر شهدای کربلا پرداخت. حضرت زینب(س) در کنار امام سجّاد(ع) چگونگی حوادث واقعه کربلا را برای مردم بازگو می کردند و اظهار می داشتند آن ها همه ی این مصائب را به خاطر خدا تحمل کردند و مانند کوه استوار، لحظه ای از خدا غافل نبودند.

در نتیجه حضرت امام زین العابدین(ع) و حضرت زینب(س) و سائر اسراء، پاسدار حقیقی و واقعی ثار الله(خون خدا) شدند و نگذاشتند نهضت و حماسه ی جان گداز و خونین کربلا فراموش شود. حادثه ای که موجب حفظ و بقای اسلام از انحرافات و کجی ها شد و بنیان و اساس حکّام فاسق و بی دین و بنی امیه را نابود کرد.(مجلسی، بحار الأنوار... ۴۵: ۱۲۴؛ سید ابن طاووس، الملهوف...: ۲۴۰؛ ادب الطف ۱: ۷۱)

در همین ایام عبدالله بن زبیر در مکه قیام کرد و مردم را به گرفتن انتقام خون حسین (ع) ترغیب کرد. هر چند این اقدام وی بهانه‌ای برای رسیدن به اهداف خویش بود، حضرت زینب (س) در مدینه خطبه خواند و مردم را برای قیام و گرفتن خون حسین (ع) فرا خواند. عمرو بن سعید اشرق والی مدینه نامه‌ای به یزید نوشت و او را از ماجرا با خبر کرد. یزید در جواب نامه وی نوشت بین زینب (س) و مردم مدینه فاصله بیانداز. پس حضرت زینب را امر کرد از مدینه بیرون و به هر کجا می‌خواهد برود. پس حضرت زینب (س) از روی کراهت در اواخر ماه ذی الحجه سال 61 هـ همراه با دختران امام حسین (ع)(فاطمه و سکینه)بیرون رفتند. و بر اساس اختلاف روایات قصد مصر یا شام را کردند. و بعد از گذشت یک سال در ماه رجب سال 62 هـق دار فانی را وداع گفتند و به دیدار معبود شتافتند.(السیده زینب و اخبار الزینبیات: عبیدلی نسابه ص 19 – 22. السیدزینبفیتاریخالاسلاملجنةالتحقیقوالتألیفص 48 و 49)

پایداری و شجاعت زینب از نگاه دیگران

با ورق زدن صفحات تاریخ درمی یابیم که حضرت زینب (س) از همان اوان کودکی با رنج و سختی آشنا بود و در برابر هر مصیبت و رنجی که برای او پیش می آمد با صبر و شکیبایی مثال زدنی ایستادگی می‌نمود و راه رضای خدا را در پیش می گرفت. این امر سبب شده بود که آن بانوی بزرگ الگوی پایداری و شجاعت شناخته شود و لذا دانشمندان بزرگ اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت در کتب خود زبان به تحسین گشوده اند و با الفاظ و عبارات مختلف از آن حضرت تجلیل نموده اند.

برای نمونه ابن اثیر از مورخین بزرگ اهل سنت می‌گوید: «وکانت زینب امراة عاقلة لبیبة جزلة. .. وهو یدل علی عقل وقوة جنان؛ (اسد الغابة، ابن اثیر، دارالمعرفة، ج 5، ص 300 و الاصابة، ابن حجر عسقلانی، دارالجیل، ج 7، ص 684)زینب زنی بود عاقل و خردمند و با زکاوت. .. و این (یعنی کلام حضرت زینب در مجلس یزید) برعقل و قوت قلب [و پایداری او]دلالت می‌کند»

همچنین جلال الدین سیوطی از مفسرین اهل سنت می‌گوید: «وکانت لبیبة جذلة عاقلة لها قوة جنان; (فاطمة الزهراء بهجة المصطفی، احمد الرحمانی الهمدانی، همان، ص 640) زینب بانویی خردمند و عاقل بود و از قوت قلب [و مقاومت] برخوردار بود»

و نیز علامه مامقانی از علمای شیعه در مورد آن بانوی بزرگ می‌گوید: «وهی فی الصبر والثبات وحیدة; او در صبر و پایداری یکتا و بی همتا بود

مصائب زینب (س)

آن بانوی عظیم الشان - که به واقع زینت پدر و گل خوشبوی ولایت بود - در مقام و منزلت و فضائل اخلاقی چنان بود که او را عقیله بنی هاشم نام نهادند. او علی رغم چنین مقام و منزلتی و علی رغم تمام سفارشات و وصایای رسول گرامی اسلام در مورد اهل بیت (علیهم السلام) آماج بیشترین نامهربانیها قرار گرفت و با صبر و بردباری و استقامت بی نظیر، چشمهای جهانیان را خیره کرد.

اگرچه برشمردن تمام مصائب زینب کبری( علیها السلام) و درک عمق فجایعی که در طول دوران زندگی بر ایشان وارد شد از طاقت ما خارج است، ولی با بیان پاره ای از آنها ام المصائب بودن ایشان را از دور به نظاره می نشینیم، امید است که بتوانیم در این دانشگاه انسان ساز، درسهای آموزنده اخلاقی را فراگیریم و با عمل به آنها به تهذیب و تزکیه نفس خویش بپردازیم.

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

او را «ام المصائب » و «ام العزائم » نامیده اندبه دلیل اینکه شخصیت حضرت زینب (س) با واژه صبر و استقامت در برابر مصائب و سختیها قرین است.

در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «فمن صبر واحتسب لم یخرج من الدنیا حتی یقر الله له عینا فی اعدائه مع ما یدخر له فی الآخرة; (اصول کافی، کلینی، دارالاضواء، ج 2) کسی که شکیبایی کند و آن را به حساب خدا بگذارد، از دنیا بیرون نمی رود تا خداوند چشمش را با شکست دشمنانش روشن کند، علاوه بر پاداش هایی که برای آخرت او ذخیره خواهد کرد

آن بانوی بزرگ که در دوران زندگی خود با حوادث و مصائب بزرگی مواجه شده بود، در نیمه رجب سال 62 هجری در سن 56 سالگی با کوله باری از غم و اندوه، دنیای فانی را وداع گفت و به دیار حق شتافت.( اخبار الزینبات، یحیی بن الحسن بن جعفر)

یکی از نویسندگان خوش ذوق فهرستی از برخی مصائب آن بانوی گرانقدر تهیه کرده و بیش از چهل مصیبت برای ایشان بیان نموده است.(زینب کبری، عقیله بنی هاشم، حسن الهی، مؤسسه فرهنگی آفرینه، ص 70 - 73)که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

الف) اوان کودکی

-در سوگ جدّ بزرگوار و مادر عزیزش

حضرت زینب(س) پنج سال داشت که رسول اکرم(ص) رحلت فرمودند. او شاهد غم و اندوه مادرش، حضرت فاطمه زهرا(س) بود که در فراغ پدر، گریه می کرد و می ســوخت. زمانی نگذشت که مـــادر عزیزش، در اثر سختی ها و فشارهای روحی و جسمانی مانند هجوم به خانه ی امام علیّ(ع) و شکستن حرمت اهل بیت(ع)، غصب فدک و از دست دادن حقوقش، بی حرمتی به عصمت نبوی(ص)، در بستر بیماری افتاد و پس از ۷۵یا به روایتی دیگر ۹۵ روزبه شهادت رسید.(اربلّی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة(ع) ۲: ۶۳)

آن بانوی عزیز پس از شهادت مادر شاهد درد و رنج و تنهایی پدر بود که از فرط تنهایی و بی کسی سر بر چاه می گذارد و ندای مظلومیت خود را به چاه می‌گوید تا شاید او ندای حق علی علیه السلام را بشنود. در این میان شهادت پدر مظلومش بدست یکی از شقی ترین انسانهای عالم، مصیبت بزرگ دیگری بود.

ب) دوران امام حسن (علیه السلام)

بعد از شهادت پدر و شروع دوران خلافت برادرش امام حسن مجتبی علیه السلام مصائب زینب باز هم ادامه داشت. برای او چقدر سخت بود که ببیند مردمان سست ایمان بر بلندای منابر، پدر مهربانش را که یار و یاور و وصی و خلیفه بر حق رسول الله بود، دشنام می دهند.

از طرف دیگر غریبی و بی کسی برادر و بی ثباتی یاران بی وفای او، دل زینب را به درد می آورد. این سختیها زمانی به اوج خود رسید که خبر مسموم شدن برادرش امام حسن (علیه السلام) به او رسید و انبوهی از غم و اندوه را بر قلب او وارد ساخت، و از این سخت تر برای زینب (علیها السلام) زمانی بود که شاهد تیرباران شدن بدن مطهر برادرش به هنگام تدفین. (مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، مطبعة الحیدریة، ج 4، ص 204، و بحارالانوار، مجلسی، همان، ج 44، ص 157)

با این حوادث مظلومیت اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و خاندان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و فرزندان فاطمه زهرا (علیها السلام )بیش از پیش هویدا می شد.

ج) دوران امام حسین (علیه السلام) و حادثه کربلا

در حالیکه غم از دست دادن عزیزترین افراد قلب نازنین زینب (علیها السلام) را می آزرد، سفر طولانی و طاقت فرسای اسارت از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام آغاز شد و با توجه به بیماری امام سجاد (علیه السلام ) قافله سالاری این کاروان غم زده و مصیبت دیده، به عهده زینب بود. این سفر با وقایع تلخی از جمله: نشان دادن سرهای بریده شهدا بر سر نیزه ها، بی تابی کودکان یتیم و ماتم زده و خسته، بیماری امام سجاد (علیه السلام) که با حالتی بسیار اسف بار و دلخراش به همراه کاروان در حرکت بود، هتک حرمت حرم رسول خدا، شادمانی مردم کوفه و خارجی خواندن خاندان پیامبر اسلام و صدها فجایع و مصیبت دیگر، مصیبت هایی که یکی از آنها برای از پا درآوردن هر انسان کافی است، اما زینب کبری (علیها السلام) همچون کوهی سترگ و استوار، با خطبه های آتشین خود در کوفه و شام وظیفه افشاگری ظلم بنی امیه را به خوبی انجام داد و نهضت حسینی را به جهانیان عرضه کرد.

در حادثه کربلا، زینب (س) سختی هایی را که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از قبل بیان فرموده بود، مشاهده می‌نمود. در این هنگام حضرت زینب (علیها السلام) تلخ ترین روز عمر خود را در پیش داشت; روزی که در وصف آن گفته شده «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله; هیچ روزی مانند روز تو نیست ای ابا عبدالله. » روزی که زینب (علیها السلام) شاهد تشنگی و عطش زنان و اطفال، شهادت فرزندان، برادر و فرزندان برادر بود و در نهایت وقتی برادرش آماده میدان رزم شد، گویی تمام عالم بر سر او خراب شد و هنگامی که اسب بی صاحب ابا عبدالله به خیمه گاه برگشت، زینب مصیبت زده ترین زن تاریخ گشت.

به راستی که انسان با شدت بلایا و مصائب زینب (علیها السلام)، تردیدی در عظمت و بزرگی مقام ایشان پیدا نمی کند و سخن پدر گرامیش علی (علیه السلام) به ذهن تداعی می‌کند که فرمود: «ان اشد الناس بلاء النبیون ثم الوصیون ثم الامثل فالامثل; شدیدترین بلاها و مصائب بر پیامبران وارد می‌شود، سپس به اوصیاء و بعد به شبیه ترین افراد به آنها». (بحارالانوار، مجلسی، همان، ج 67، ص 222)

به امید آنکه با الگوگیری از صبر و استقامت زینب کبری (علیها السلام)، جامعه اسلامی ما در شرایط سخت و دشوار کنونی، راه صبر و استقامت پیش گیرد و در کوران حوادث و اوج امتحانهای الهی از مسیر دین و پیروی از خط ولایت و رهبری اهلبیت و اوصیای آنان خارج نشود.

«سلامٌ علیها یوم وُلِدت و یوم تٌوفیّت و یوم تٌبعث حیّا»

منابع:

- اخبار الزینبات، یحیی بن الحسن بن جعفر

- اصول کافی، کلینی

- بحارالانوار، مجلسی

- زینب کبری عقیله بنی هاشم، حسن الهی

- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، احمد الرحمانی الهمدانی

- مجمع البیان

- مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب

 

سخن روز
تعظیم:
” وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند، اما وقتی دیگران را خوشحال می کنید، دنیا به شما تعظیم می کند. „

تصویر هفته
انتصاب
مقاله
تبيين ماهيت شادی با رویکرد قرآنی
واژه شادی مفهومی درونی است دارای تعاریف و ابعاد مختلف، تعبير و تفسير دين از شادی این است که عاملی مهم و مؤثر برای رسيدن انسان به كمالات والای انسانی و حرکت خاصانه در مسیر عبودیت است.
حدیث
امام محمد باقر علیه السلام:
فَانزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنيا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنه؛
خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى و سپس از آن كوچ مي كني.
«بحارالأنوار، ج 75، ص 165»
یادداشت
عوامل و چگونگی فرار شاه از کشور
اعتصابات گسترده، مخالفت افكار عمومي با شاه، اقدامات امام خميني و پيروانش عليه رژيم، همگي باعث سردرگمي و آشفتگي شاه و دربار شده بود.
نظرسنجی
به نظر شما هیئات مذهبی بر روی کدام مسئله باید حساسیت بیشتری داشته باشند؟