• سال رونق تولید گرامی باد            • فرازی از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب: تولید اگر چنانچه به راه بیفتد، هم میتواند مشکلات معیشتی را حل کند، هم میتواند استغناء کشور از بیگانگان و دشمنان را تأمین کند            • تولید اگر چنانچه به راه بیفتد، هم میتواند مشکل اشتغال را برطرف کند، هم حتّی میتواند مشکل ارزش پول ملّی را تا حدود زیادی برطرف کند            • فرازهایی از بیانیه گام دوم انقلاب: انقلاب اسلامی پس ‌از نظام‌ سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود            • مهم‌ترین ظرفیّت امید بخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است            • شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هر چه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد           
گذری بر زندگانی امام سجاد علیه ‌السلام تاریخ:1398/1/21

نویسنده: صديقه مقدس پور
امام چهارم (ع) در همه فضائل و کمالات، سرآمد مردم زمان خود بود.

چهارمین اختر آسمان ولایت، در نیمه جمادی الآخر، سال 38 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. (1) نام آن بزرگوار «علی»، کنیه اش «ابوالحسن» (2) و مشهوترین لقب هایش «زین العابدین» و «سجاد» است. پدر بزرگوارش امام حسین (ع) و مادرش «شهربانو» (3) دختر «یزدگرد» پادشاه ایران بود. (4)

مکارم اخلاقی امام (ع)

امام چهارم (ع) در همه فضائل و کمالات، سرآمد مردم زمان خود بود.

اینک گوشه ای از فضائل و مکارم اخلاقی آن حضرت:

عبادت

فزونی عبادت و نیایش امام چهارم (ع) در پیشگاه خدا به حدی بود که آن حضرت به سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سید العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجاد) ملقب گشت.

امام سجاد (ع) هنگامی که وضو می گرفت رنگ از چهره مبارکش می پرید. از علت آن سؤال شد. فرمود:

آیا می دانید می خواهم در برابر چه کسی بایستم؟ (5)

امام (ع) به هنگام نماز چنان غرق در معبود می گشت که هیچ چیز او را از یاد حق باز نمی-داشت. روزی – در حالی که به نماز ایستاد بود – در خانه آن حضرت آتش سوزی رخ داد. مردم فریاد زدند و آن بزرگوار را از آتش بر حذر داشتند. امام (ع) بدون آنکه متوجه سر و صدای آنان شود به نماز خود ادامه داد. و پس از نماز پرسیدند: چه موجب شد که به شعله های آتش اعتنا نکردید؟ فرمود: «آتشی سوزنده تر». (6)

عفو و گذشت

پیشوای چهارم در عفو و گذشت چنان بود که پاسخ هر بدی را به نیکی می داد و در این باره می فرمود:

جرعه ای ننوشیدم که نزد من محبوبتر از جرعه خشمی باشد که در مقام تلافی برنیایم. (7)

روزی مردی هاشمی به امام (ع) جسارت کرد. امام (ع) سخنی نگفت. پس از بازگشت آن مرد، امام (ع) به حاضران فرمود:

آنچه این مرد گفت، شنیدید. دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید. امام (ع) به راه افتاد و این آیه را تلاوت می کرد:

«و الکاظمین الغیظ، و العافین عن الناس، و الله یحب المحسنین» (8)

(پرهیز کاران کسانی هستند که...خشم خویش فرو می خورند و از خطاهای مردم در می-گذرند و خدا نیکوکاران را دوست می دارد.

امام (ع) به در منزل آن مرد رسید. وی – که تصور می کرد امام (ع) برای تلافی آمده است – در حالی که خود را آماده پاسخ کرده بود، بیرون آمد. امام (ع) به او فرمود:

ای برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و سخنهایی گفتی. آنچه گفتی اگر در من هست، خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تورا بیامرزد.

آن مرد با دیدن چنین واکنشی از امام (ع)، بر پیشانی آن حضرت بوسه زد و گفت:

آنچه گفتم در تو نبود و خود بدان سزاوارترم. (9)

وجود و بخشش

امام سجاد (ع) زندگی تعداد زیادی (10) از خانواده های مستمند را تأمین می کرد و هر شب با انبانی انباشته از نان و خرما و ... به طور ناشناس به خانه آنان می رفت. تا وقتی که آن حضرت رحلت کرد، کسی نفهمید که زندگانی آنان را چه کسی تأمین می کند. پس از شهادت آن حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس، «علی بن الحیسن (ع)» بوده است. (11)

امام (ع) هیچ غذایی را نمی خورد مگر آنکه همانند آن را صدقه می داد و می فرمود:

«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (12)

هرگز به خیر و نیکی نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید انفاق کنید. (13)

آزاد کردن بردگان

امام چهارم (ع) برده های زیادی را می خرید و آنان را بر آیین اسلام تربیت می کرد. سپس در راه خدا آزاد می ساخت و برای رفع نیازمندی آنان، زندگیشان را در سطح سایر مردم تأمین می فرمود. (14)

شجاعت

شاید برخی بر این باور باشند که امام سجاد (ع) از شجاعت و قوت روح، برخوردار نبوده است؛ در حالی که این پنداری بیش نیست. امام چهارم (ع) همچون سایر امامان علیهم-السلام، شجاع و ظلم ستیز بود.

گفتگوی آن حضرت با «عبید الله»، «یزید»، و «عبدالملک» نمونه های بارزی از قدرت روحی و شجاعت آن بزرگوار در برابر دستگاه ظلم و ستمگران معاصر خویش است.

در برابر «عبیدالله»:

... آیا مرا به مرگ تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی که کشته شدن (در راه خدا) عادت ما، و شهادت کرامت ماست؟». (15)

در برابر «یزید»:

... ای پسر معاویه و هند و صخر! تو می دانی که جدم «علی بن ابیطالب» در روز «بدر»، «احد» و «احزاب» پرچمدار پیامبر (ص) بود؛ ولی پدر و جد تو پرچمدار کافران بودند. (16)

عبدالملک به طواف کعبه مشغول بود. امام سجاد (ع) نیز جلوتر از او – بدون آنکه به وی اعتنا کند – طواف می کرد.

عبدالملک از روی غرور پرسید: «این کیست که بدون توجه به ما، جلوتر از ما طواف می-کند؟» گفته شد: «علی بن الحسین (ع)». پس از طواف امام (ع) را احضار کرد و و گفت: «من که کشنده ی پدر شما نیستم، پس چرا نزد من نمی آیید؟»

امام (ع) فرمود:قاتل پدرم هر چند به زندگی دنیوی او خاتمه داد ولی آخرت خویش را با با این جنایت تباه ساخت. اگر تو هم دوست داری مانند او باشی، باش!.

عبدالملک گفت: «هرگز، ولیکن نزد ما بیا تا از دنیای ما بهره مند شوی». امام (ع) نشست و عبای خود را بر زمین گسترد و عرض کرد: «پروردگارا! بر این مرد، حرمت و منزلت دوستانت را نزد خودت بنمایان!» در این هنگام عبای آن حضرت انباشته از در شد؛ به گونه-ای که درخشندگی آنها چشهما را خیره می ساخت.

امام (ع) رو به «عبدالملک» کرد و فرمود: کسی که دارای چنین منزلتی نزد پرودگارش می باشد، چه نیازی به دنیای تو دارد؟.

سپس عرض کرد: «خداوندا! اینها را باز پس گیر که من بدانها نیاز ندارم» .(17)

امامت

پیشوای چهارم (ع) همراه همسر و فرزند خردسالش «محمد باقر (ع)» در کربلا حضور داشت؛ ولی به خاطر شدت بیماری نتوانست در نبرد شرکت کند. وی، پس از شهادت پدر بزرگوارش در سن 23 سالگی (18) عهده دار «امامت» شد.

مزدوران «یزید» پس از شهادت امام حسین (ع) چندین بار تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند؛ (19) اما خداوند حجت خویش را گزند آنان حفظ کرد.

امامان معصوم مظهر کامل تمامی صفات نیک

امامان معصوم(علیه‌السلام) مظهر کامل تمامی صفات نیک هستند، ولی برخی صفت ها در برخی از این امامان بزرگوار،بیشتر جلوه گر است واین به آن علت است که هرامامی در شرایط خاصی زندگی کرده است.

بی بصیرتی و بی وفایی مردم کوفه،صفت صبر را در امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) نمایان تر کرد و اختلاف وجنگ میان حکومت اموی و عباسی،باعث شد که امام صادق(علیه‌السلام) حرکت علمی گسترده ای را به پیروی از پدر بزرگوارش آغاز کند.

خفقان جامعه پس از شهادت امام حسین (علیه‌السلام) وستم وجور یزید بن معاویه و جانشینان پس از وی موجب شد امام زین العابدین(علیه‌السلام) به ظاهر ازصحنه سیاسی کنار رود و گوشه نشین شود.این امر موجب شد امام سجاد(علیه‌السلام) بابینشی عمیق، در ادامه راه پدربزرگوارش نهضتی جدید را آغاز کند و آن،انتقال مفاهیم اسلامی با دعا بود که به صحیفه سجادیه معروف شد.

چون امام سجاد(علیه‌السلام) با دعا و نیایش راه پدران خود را ادامه داد،به زین العابدین ملقب شد . پیامبر اعظم(ص) درحدیثی درباره امام زین العابدین (علیه‌السلام) می فرماید:«در روز رستاخیز،آواز دهنده ای صدا می زند:کجاست زین العابدین«زیور عابدان»؟ و من فرزندم علی بن حسین بن علی بن ابی طالب را می بینم که صف ها را می شکافد [وپیش می رود]»(20)

نقش امام سجاد (علیه‌السلام) درثمر دهی عاشورا

 

بیماری امام سجاد (علیه‌السلام) گرچه بسیار رنج آور بود،ولی گویی مصلحت بود تا آن حضرت درکربلا کشته نشود و با زنده ماندن ایشان،پیام خون شهیدان کربلا به گوش همگان برسد و نهضت امام حسین(علیه‌السلام) به رهبری و نظارت آن حضرت،با بهترین روش،ادامه یابد وکامل شود.

دشمنان با بی رحمانه ترین روش،بازماندگان شهیدان کربلا،از بانوان و کودکان را به صورت اسیر،روانه کوفه،مقر حکومت عبیدالله بن زیاد کردند. آنها غل بر گردن امام سجاد (علیه‌السلام) انداختند تا آن حضرت را در مسیر راه شکنجه کنند. روایت است امام سجاد(علیه‌السلام) را بر شتر بی جهاز سوار کردند.بر اثر فشار غل وزنجیر،از رگهای گردن مبارکش خون جاری بود و با همین وضع آن حضرت را وارد کوفه کردند.

جمعیت بساری از کوفه برای تماشا آمده بودند. امام سجاد(علیه‌السلام) فرصت را غنیمت شمرد و در همان جا خطبه ای شیوا و غرا خواند و برای نخستین بار،مردم بی وفای کوفه را آماج سرزنش قرار داد. آنگاه برخاست و پس از حمد و ثنا و درود بر پیامر خدا(ص) چنین فرمود:«ای مردم! هر که مرا شناخت که شناخته است و هر که مرا نشناخت،من خود را به او معرفی می کنم. من علی،فرزند حسین،فرزند علی به ابی طالب هستم. من فرزند کسی هستم که حریم احترام او، گستاخانه هتک شد،اموالش را ربودند،ثروتش تاراج رفت و افراد خانواده اش اسیر شدند. من پسر کسی هستم که او را در کنار رود فرات سر بریدند؛بی آنکه خونی از او طلبکار باشند یا قصاصی از او بخواهند. من فرزند کسی هستم که او را با شکنجه کشتند. همین فخر،او را بس که در راه خدا شهید شد.

ای مردم،شما را به خدا!آیا می دانید که شما برای پدرم نامه دعوت نوشتید و او را فریب دادید و با او بیعت کردید و پیمان بستید،سپس به جنگ او پرداختید؟!

هلاکت و مرگ برشما! با این کرداری که به پیش فرستادید و رسوا باد رأی شما! شما به چه چشم ورویی به رسول خدا(ص)می نگرید؟ آن هنگام که به شما بفرماید عترت مرا کشتید و از عترتم هتک حرمت کردید،پس شما از امت من نیستید» (21)

پس از کربلا

امام سجاد (علیه‌السلام) پس از حادثه کربلا و بازگشت به مدینه، چند وظیفه مهم داشت و باید همه آنها را به خوبی انجام می داد.امامت، سرپرستی خاندان سالار شهیدان،به ثمر رساندن قیام عاشورا،خنثا کردن تبلیغات امویان درباره اسلام و اهل بیت(علیه‌السلام) و معرفی الگوهای مناسب دینی وفرهنگی، از مهم ترین مسئولیت های امام زین العابدین (علیه‌السلام) بود،ولی با نابسامانی هایی که درشهرهای مهم اسلامی وجود داشت، علویان قدرت خودنمایی نداشتند و با کمترین حرکت سر کوب می شدند.

در نخستین سال های پس از واقعه کربلا، به جز وظایف یاد شده، مهم ترین مسئولیت امام این بود که از حساسیت های بنی امیه نسبت به خویش بکاهد.

امام سجاد(علیه‌السلام) خوب می دانست تا هنگامی که در مدینه یا دیگر شهرهای اسلامی باشد، امویان،رفت و آمد و کوچک ترین رفتار و حرکات خود و اصحابش را کنترل می کنند و آنها را از ادامه رسالتشان باز می دارند. از این رو، تصمیم گرفت در بیابان های بیرون مدینه، چادر برپا کند و چند سالی را در آنجا زندگی کند.

مهمترین فایده این مهاجرت این بود که سرکرده خون خوار اموی،مسلم بن عقبه،در هجوم وحشیانه به مدینه،به امام زین العابدین(علیه‌السلام) آسیبی نرساند؛ زیرا خطری از جانب امام احساس نمی کرد و ایشان را چهره ای سیاسی به شمار نمی آورد.

امام سجاد(علیه‌السلام) وقتی بدگمانی های حکومت را نسبت به خویش از بین برد،به مدینه بازگشت، در حالی که یک شهروند عادی به شمار می رفت و دیگر به زیر نظر گرفتن آن حضرت نیازی نبود پس از این اقدام، امام راحت تر توانست به وظایف مهم خویش عمل کند و به اهداف عالی اش برسد. (22)

پی نوشت :

1. اعلام الوری، ص 251 و مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 175. تاریخ های دیگری مانند 15 جمادی اولی، سال 36 هـ، پنجم و نهم شهبان سال 38 هم ذکر شده است. (ر.ک. عوالم، علی بن الحسین (ع)، ج 18، ص 12-14)

2. «ابو محمد»، «ابوالقاسم» و «ابوبکر» هم گفته شده است (ر.ک. مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 175)

3. اسامی دیگری مانند «شاه زنان»، «سلافه»، «غزاله»، «خوله» و ... نیز ضبط شده است (عوالم، ج 18، ص 6-12)

4. ر.ک. الارشاد، ص 253 و اعلام الوری، ص 251.

5. الارشاد، ص 256.

6. صفوة الصفوه، ابن جوزی، ص 52. به نقل از زندگانی امام زین العابدین، وجدانی، ص 53.

7. اصول کافی، ج 2، باب «کظم الغیظ» ص 89، حدیث 1، نشر مطبعة الاسلامیه، تهران، 1388 هـ.

8. آل عمران، آیه  134.

9. الارشاد، ص 257.

10.در روایتی از امام باقر (ع) تعداد خانواده های تحت تکفل آن حضرت صد خانوار ذکر شده است. (مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 154)

11. الارشاد، مفید، ص 285.

12. آل عمران، آیه 92.

13. بحارالانوار، ج 46، ص 106.

14. اعیان الشیعه، ج 1، ص 621.

15. ابا لقتل تهددنی؟ أما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة (اعیان الشیعه، ج 1، ص 633)

16. همان مدرک.

17. بحارالانوار، ج 46، ص 120-121 و عوالم العلوم، علی بن الحسین (ع)، ج 18، ص 175.

18. ر.ک. مقتل الحیسن، مقرم، ص 394.

19. ر.ک. الارشاد. ص 242 و انساب الاشراف، ج 3، ص 208.

20. میزان الحکمه، ج1،ص301.

21. نک:همان،ص 389.

22. محمدرضا حسینی جلالی، جهاد امام سجاد علیه‌السلام، ترجمه: موسی دانش، ص 67.

منبع:

-    کتاب تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد علیه سلام و امام باقر علیه السلام

-    اشارات، شماره 128

سخن روز
مدارا:
” مدارا ، بالاترین درجه قدرت و میل به انتقام، اولین نشانه ضعف است. „

تصویر هفته
گل نرگس
مقاله
نکاتی درباره رونق اشتغال و تولید
اجرای اقتصاد مقاومتی و رونق تولید و اشتغال به الزامات و بسترهایی نیاز دارد. الزاماتی که باید مورد توجه تمام نهادها، ارگان‌ها و تک تک افراد جامعه باشد.
حدیث
حضرت مهدى (علیه ‏السلام):
فَإِنّا یُحیطُ عِلمُنا بِأنْبائِکُم، ولا یَعزُبُ عَنّا شى‏ءٍ مِنَ أخبارِکُم و مَعْرِفَتِنا بَالِزَّلَلِ الَّذى أصابَکُم؛
به راستى که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هیچ ‏چیز از احوال ‏شما بر ما پوشیده نیست و نسبت به ‏لغزشهایى که ‏از شما سرمى‏ زند شناخت داریم.
«بحارالانوار، ج ۵۳ ، ص 175»
یادداشت
دورویی ؛ راه علاج و فرار از آن
منافق كسي است كه ظاهرش را با ايمان و تقوا و اخلاص آراسته، ولي در باطن جز ظلمت كفر و شرك چيزي ندارد، لذا بايد بداند كه در رفتارش سودي نكرده و جز به خودش به كسي زياني نرسانده است.
نظرسنجی
بنظر شما، اینک در چهل سالگی انقلاب اسلامی، کدام مورد از سایر گزینه ها مهم تر است؟