• سال «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها» گرامی باد            • ستون دين، پارسايى و تباهى دين، در طمع است.            • اگر «صبر و استقامت» با «عقل، تدبیر و مشورت» همراه شود پیروزی قطعی خواهد بود.           
ضرورت تحول در مهندسی فرهنگی تاریخ:1398/12/6

نویسنده: فاطمه محمدی فر
دگرگونی در فرهنگ و زیر ساخت های فرهنگی، مستلزم تدوین منابع مبنایی و علمی معتبر و مستند با در نظر گرفتن دیدگاه های اسلامی در مبانی و مسائل آن است.

جامعه ی ما جامعه ای مذهبی و دینی است و جامعه ی دینی طبیعتش این است که یک آرزوی فرهنگی داشته باشد زیرا که اهداف دین، اهداف فرهنگی و معنوی است و اهدافی است که با روح و فکر و قلب سر و کار دارد. بنابر این یک فرد دینی و یک مجموعه ی دینی نمی تواند آرزوها و آرمان ها و خواسته های فرهنگی نداشته باشد. (۱)
ایجاد دگرگونی در فرهنگ و زیر ساخت های فرهنگی، مستلزم تدوین منابع مبنایی و علمی معتبر و مستند با در نظر گرفتن دیدگاه های اسلامی در مبانی و مسائل آن است.(۲)
نقش وابعاد نفوذ فرهنگ چه به‌عنوان متغیری در رفتار آدمی و چه به‌عنوان رویکردی به مطالعه سازمان وشاخص وضعیت آن از چنان وسعتی برخوردار است که نقش آن‌را در بررسی مسائل فرهنگی کشور ما دوچندان می سازد.
«دوران زندگی بشر از بدو تاریخ تاکنون که دوره فرا صنعتی و عصر ارتباطات واطلاعات را در پیش رو دارد، هرروز متکامل تر، پیچیده تر و پیش بینی ناپذیرتر شده به طوری که نمی توان این تلاطم، تغییرات وتحولات را به راحتی بررسی و تحلیل کرد. نگاه عمیق، توانایی وسیع، کار جمعی وگروهی وتشکیل حوزه های مطالعاتی مختلف در ابعاد زیست زندگی اجتماعی وفردی از ابزار انکار ناپذیر این شناخت است.»(۳)
برخی جامعه شناسان جامعه را به گونه‌ای انتزاعی به تصویر می‌کشند و نظام کنش را متشکل از چهار جز می‌دانند که هر جز خود دارای یک نظام است. نظام فرهنگی، نظام اجتماعی، نظام روانی و نظام زیست شناختی. به عقیده آنها نظام فرهنگی بالا‌ترین اهمیت را دارد زیرا تضمین‌کننده اتفاق آرای هنجاری است که یک نظام ارزشی مشترک به شمار می‌رود. بنابراین علمای فن،توسعه را تقسیمات گوناگونی کردند و آن‌را در معانی مختلف به‌کار بردند. توسعه را گاه مشتمل بر توسعه فرهنگی و گاه حمل بر معنای توسعه اجتماعی و گاه توسعه اقتصادی از آن اراده می‌کنند.
به عبارتی معتقدند که توسعه فرهنگی، دگرگونی ای است که از طریق تراکم برگشت ناپذیر عناصر فرهنگی (تمدن) در یک جامعه معین انجام می‌شود و بر اثر آن، جامعه کنترل مؤثرتری را بر محیط طبیعی و اجتماعی اعمال می‌کند. در این تراکم برگشت ناپذیر، معارف، فنون، دانش، تکنیک به عناصری که از پیش وجود داشته و از آن مشتق شده است، افزوده می‌شود و توسعه اجتماعی، اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه خاص همراه با توسعه تمدن رخ می دهد. توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی جنبه های مکمل و پیوسته یک پدیده اند و هر دو نوع الزاما به ایجاد وجوه تمایز فزاینده جامعه منجر می‌شود.
تفکر فرهنگی:
"یعنی فرهنگ را بستر و زمینه ساز کلیه اجزاء و رفتارهای فردی، گروهی و اجتماعی تلقی نمائیم. یعنی فرهنگ را به مثابه آب اقیانوسی در نظر بگیریم که به همه اجزاء جامعه رنگ می‌دهد و هویت می‌بخشد. "یعنی فرهنگ را علامت و نشانه هویت (identity) در نظر بگیریم.
"یعنی فرهنگ را در سه سطح باورها، مفروضات اساسی، ارزشها و نگرشها و نمادها و دست ساخت‌ها و مظاهر عملکردی(ساختاری و رفتاری) مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
"یعنی هر رفتار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی آموزشی/ فرهنگی، از ارزشها، باورها، اعتقادات و مفروضات خاصی برمی‌خیزد.
"به عبارتی کوتاه " همه چیز "، را تحلیل فرهنگی نماییم. یعنی هر اقدامی نشانه‌ای از ارزش و مفروضات اساسی را منعکس می‌سازد.

متولیان مهندسی فرهنگ
مهندسی فرهنگ در هر کشوری با توجه به قوانین حاکم و شرایط خاص آن کشور بر عهده گروه ها، سازمان ها یا افراد خاصی قرار داده می‌شود.

در کشور ایران این امر مهم از سوی مقام معظم رهبری بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته است. ایشان می فرمایند: شورای عالی انقلاب فرهنگی را در واقع باید اتاق فرمان فرهنگی کشور یا ستاد عالی فرهنگی و علمی دستگاه های کشور اعم از دستگاه های فرهنگی و سایر دستگاه ها و مرکز مهندسی فرهنگی کشور به حساب آورد.(۴)

ایشان همچنین می فرمایند: مهندسی فرهنگی کشور منحصراً توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی امکان پذیر است.(۵)
ممکن است گمان شود که آیا با توجه به دستگاه های عریض و طویلی مانند مجلس شورای اسلامی، دولت یا مجمع تشخیص مصلحت نظام آیا باز هم باید مهندسی فرهنگی را از شورای عالی انقلاب فرهنگی توقع داشت.

مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند: «این مجموعه (شورای عالی انقلاب فرهنگی) در کشور، بی بدیل است، در مدیریت راهبردی فرهنگی، ما به غیر از این مجموعه، هیچ مرکزی را در کشور نداریم. بخش های مختلف چه دولت، چه مجلس، چه حتی مجمع تشخیص مصلحت وظایفی دارند اما هیچ کدام وظیفه ای را که این شورا بر عهده دارد بر عهده ندارند.»(۶)

نوآوری و تحول در مهندسی فرهنگی
رشد فرهنگی یک جامعه که متکی بر افکار و ارزشهای جمعی است، در گرو تلاش ها و کوشش های فراوانی که در قالب فرهنگ پویا منجر به نو آوری و خلاقیت و تحول می‌شود.
فرهنگ در هر جامعه با ارزش ها و ایده آل های اجتماعی همراه است و اساس و بنیان توسعه را تشکیل می دهد. توسعه به معنای کامل آن نه تنها شامل ارتقاء سطح زندگی اقتصادی و نجات از فقر و درماندگی و بی سوادی است، بلکه در برگیرنده نهادها و بنیادهای فکری روابط اجتماعی، گروهی و طبقاتی، تعلیم و تربیت، تولید دانش، ابداعات تکنولوژی، حساسیتهای اجتماعی و منطق عملی و مهارت های هنری و ظرافت های ادبی و نظام قضاوت و غیره نیز هست. پویا و تحول پذیر بودن جامعه، مستلزم مهندسی فرهنگی است زیرا اگر به این اصل قائل باشیم که فرهنگ زیر بنای توسعه است بدون محوریت دستاوردهای فرهنگی، توسعه اجتماعی و اقتصادی به نتیجه نخواهد رسید.
در هر صورت در جهان پرشتاب امروز، پیشرفتهای خیره کننده فناوری اطلاعات و توسعه روزافزون، تحولات وسیعی را در مسیر جهانی شدن به جوامع تحمیل می‌کند و زندگی انسانی را هر روز به گونه ای در می نوردد و موجب شده که امروزه معنا و مفهوم مرزهای جغرافیایی و سیاسی کم رنگ گشته و مفهوم جدیدی تحت عنوان مرزهای فرهنگی پدیدار گردند که رویارویی و تعامل فرهنگها را بیش از گذشته مورد توجه و مداقه قرار داده اند؛ که در صورت عدم تجهیز نظام مدیریت راهبردی فرهنگ ملی به ابزارهایی چون مهندسی فرهنگی در جهت بازشناسی و مواجه با تهدیدها و فرصتهای پیش رو، ضمن حذف وجوه ضعیف و ناکارآمد فرهنگ بومی، سایر اجزای مفید و کارآمد آن نیز در کوره ذوب جهانی سازی فرهنگها از بین خواهد رفت. با در نظر گرفتن این مهم در برنامه ریزی و سیاست گذار یهای فرهنگی، فرهنگ را باید به گونه ای تعریف کرد که قابلیت برنامه ریزی، سیاست گذاری و ارزیابی را داشته باشد و در رصد عوامل شکل دهنده به فرهنگ، هویت فرد و جامعه به‌عنوان منشاء رشد و تعالی یا سقوط اجتماع انسانی یکی از گام های اساسی در مهندسی فرهنگی جامعه به حساب می آید. همچنین در این میان مهندسی فرهنگی به‌عنوان راهکاری برای مقابله با ناتوی فرهنگی، تهاجم متقابل فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی، از طریق احیای جلسات مذهبی و آموزش دینی با روشهای نوین، ولایت فقیه محوریت وحدت، آگاه کردن مردم از اهداف فرهنگسازان غربی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

فهرست منابع:

۱- محمد تقی جعفری، فرهنگ پیرو،فرهنگ پیشرو،تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، ۱۳۷۳/
۲- حسن حبیبی، جامعه، فرهنگ، اندیشه، سیاست، تهران، انتشارات امیرکبیر،۱۳۶۳/
۳- سید علی خامنه‌ای، مقابله با شبیخون دشمن، اصفهان، انتشارات نمایندگی ولی فقیه در لشگر۱۴امام حسین(ع)، ۱۳۷۱/

۴- ۶ ـ ۴؛ مقام معظم رهبری(مدظله العالی)،

سخن روز
مدارا:
” مدارا ، بالاترین درجه قدرت و میل به انتقام، اولین نشانه ضعف است. „

تصویر هفته
صلوات
مقاله
فرهنگ ما محور در تضاد با فرهنگ مردم محور
«اولویت محوری» و «عدالت محوری» هم از مهمترین عناوین اصول ده گانه کار فرهنگی هستند. فعالان فرهنگی معمولا ایده های خوب و زیادی دارند اما این کارها را که نمی توان به صورت همزمان انجام داد.
حدیث
امام حسین (علیه السلام) :
خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ، لَمْ يَكُنْ فِيهِ كَثيرُ مُسْتَمْتَعٍ: اَلْعَقْلُ، وَ الدّينُ وَ الْأَدَبُ، وَ الْحَياءُ، وَ حُسْنُ الْخُلْقِ؛
پنـج چيز است اگر در انسـان نباشد، بهـره زيادى در او نخـواهد بود: ۱ـ عقل ۲ـ دين ۳ـ ادب ۴ـ حيا ۵ـخوش ‏اخلاقى.
حياة الامام الحسين عليه ‏السلام: ج ۱، ص ۱۸۱
یادداشت
فرهنگ ما محور در تضاد با فرهنگ مردم محور
«اولویت محوری» و «عدالت محوری» هم از مهمترین عناوین اصول ده گانه کار فرهنگی هستند. فعالان فرهنگی معمولا ایده های خوب و زیادی دارند اما این کارها را که نمی توان به صورت همزمان انجام داد.
نظرسنجی
به نظر شما سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران تا چه اندازه در اجرای عملیات شهید حاج قاسم سلیمانی (امدادرسانی و حمایت از گروه های آسیب دیده در موج سوم کرونا) موفق بوده است؟