قاریان قرآن

 

آشنايي با قاريان بزرگ عصر حاضر

استاد مصطفي اسماعيل
وي در منطقه طنطاي مصر به دنيا آمد. وي داراي صوتي حزين‌، زيبا و گيرا بود. او آن قدر در علم تجويد متبحر و مقيد بود كه هميشه بر روي وقف مطلق مي‌ايستاد. در الحان و مقامات استاد زمان خود بود. قاريان اهل فن بر اين عقيده‌اند كه صوت محزون مرحوم استاد مصطفي اسمعيل داراي صفا و پختگي و جذبه‌اي روحاني بود كه به دل‌هاي مستمعين مي‌نشيند .

مرحوم مصطفي اسمعيل از مشاهير و نوابغ علم قرأئت به شمار مي‌رود كه كلام آسماني را با الحاني بسيار لطيف و دلنشين و منطبق با مفاهيم آيات الهي تلاوت مي‌كرد، به طوري كه مستمع را به انديشيدن در آيات الهي قرآن و پند و عبرت گرفتن از كلام پروردگار متعال ترغيب مي‌كند. در اين زمينه به سخنان حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع قاريان توجه مي‌كنيم كه فرمودند: «هنر قاريان قرآن اين است كه هرچه بيشتر معاني قرآن را در ذهن مستمع مجسم كنند، به اين نكته توجه كنيد: اين كه مي‌بينيد يك تلاوت گري يك دفعه گل مي‌كند و اهل نظر و اهل بصيرت او را قبول مي‌كند بي‌جهت نيست‌، يك علتي دارد. بيان هنري از هر چيزي رساتر، دقيق‌تر، نافذتر و ماندگارتر است‌.

شيخ مصطفي اسماعيل يا عبدالفتاح و اساتيدي از اين قبيل كساني هستند كه وقتي قرآن مي‌خوانند شما مي‌بينيد مفاهيم قرآن در ذهنشان مجسم است‌، احساس مي‌كنيد او دارد مفاهيم را به شما مي‌دهد نه حرف را، علت (شهرتشان‌) اين‌هاست‌، از اين رو است كه اين‌ها در همان منطقه خودشان هم معروف مي‌شوند و ديگران و شاگردهايشان مقلد اين‌ها مي‌شوند. و شما نگاه كنيد بين اين قرأ بزرگ‌، مثلاً شيخ مصطفي اسماعيل كه من دقت كردم و شايد ديگران هم همين طور باشند، من نديدم جايي در وقف كردم و شايد ديگران هم همين طور باشند، من نديدم جايي در وقف مطلق مصطفي اسماعيل نايستد، معمولاً مي‌ايستد، شما هم بايستيد، اين ايستادن صدا را زيباتر و دلنشين‌تر مي‌كند، اين هم يك نكته بود.»

مرحوم استاد به كليه قرأئت هاي سبعه و راويان قراء تسلط و چيرگي خاصي داشت وقرآن را با قرائت گوناگون تلاوت مي‌نمود، اما اكثراً به قرائت «ورش‌» به تلاوت مشغول مي‌شد. وي در همان اوان كودكي تحت آموزش‌هاي اوليه استاد سيداللدوي قرائت را فرا گرفت و سپس در موسسه آلاحمدي طنطا در نزد استاد ابراهيم سلام و به همراه مرحوم خليل الحصري تحصيل را ادامه داد. اولين قرائت خود را براي اطمينان خود در قاهره نزد استاد رفعت انجام داد و مورد تشويق استاد رفعت قرار گرفت‌.

استاد مصطفي اسماعيل معتقد است كه قاري قرآن بايستي داراي صوتي نيكو و آشنايي با مقامات و الحان قرآني داشته باشند و از قوانين وقف و ابتدا در حين تلاوت قرآن آگاهي كامل داشته باشد، يك قاري بايد به جز رعايت اصول ياد شده‌، همواره قرائت قرآن را دستخوش آهنگ‌هاي ترنم‌زا قرار ندهد. او معتقد است كه يك قاري قرآن بهترين نماينده اسلام و كشورش در جهان مي‌باشد به طوري كه وقتي در سال 1352 به تركيه سفر داشت‌، با استقبال پرشور مردم روبه‌رو شد. در آن سفر يك جلد قرآن نفيس نوشته شده با آب طلا به وي هديه شد. او در سال 1353 در سفر به لبنان‌، نشان درجه يك تقدير را كسب نمود.

از مهم‌ترين مساجدي كه مرحوم مصطفي اسماعيل در آن ده‌ها بار به تلاوت قرآن مبادرت ورزيده و تشنگان و شيفتگان كلام وحي را با تلاوت‌هاي شيرين و شيوايي سيراب ساخته است كه عبارتنداز:‌ مسجد بزرگ لبنان ،جامع اموي در شام ، مسجد الحسين (ع‌) ، مسجدالحرام در جوار مكه معظمه ، مسجد الاقصي قبلة اول مسلمين جهان و مسجد بزرگ پاريس.
مرحوم مصطفي اسماعيل داراي تلاوت‌هاي مجلسي گوناگون به صورت تحقيق و ترتيب است‌. آن بزرگوار در سال 1356 هجري شمسي در قاهره به رحمت ايزدي پيوست‌.
 



استاد ابوالعينين شعيشع‌
از اساتيد قرأ و از مشاهير بزرگ علم قرأئت است وي داراي لحني گرم و صوتي دلنشين مي‌باشد كه مستمع را مجذوب تلاوت خود مي‌كند. دقت در اداي كلمات‌، رسائي بيان و تلفظ قوي از مختصات قرأات اوست‌. وي مي‌گويد:" قرآن را به شكل صحيح و به صورت عربي بخوانيد."
استاد شعيشع تنها قاري عصر خويش است كه به روش استاد مرحوم محمد رفعت تلاوت مي‌كند. استاد در قرائت تسلط كافي داشته و به انواع قرأئت سبعه و عشره‌، چيرگي خاصي دارد. ايشان بيشتر به روايت حفص از عاصم طبق رسم‌الخط قرآن كريم تلاوت مي‌نمايد. (قاري معروف استاد شعشعاعي عموي ايشان و استاد عبدالباسط خواهرزاده اوست‌.)

در سال 1342 هجري قمري (1922م‌) در مصر عليا متولد شد مراحل اوليه قرائت اوليه قرائت را نزد فاميل خود سپري كرد.در سال 1360 قمري (در 17 سالگي‌) براي اولين بار در راديو مصر قرائت نمود كه خود را مديون مرحوم استاد تحقيقي مي‌داند. در سال 1330 شمس در كاظمين عراق به همراه استاد شعشعاعي تلاوتي ارائه كرد كه هرگز از اذهان مسلمين عراق خارج نشده است‌. وي به كشورهاي زيادي از جمله فرانسه‌، تركيه‌، انگليسي‌، يوگسلاوي سابق‌، سومالي‌، اردن‌، سوريه‌، كويت‌، لبنان‌، ايران سفر داشته است‌.

اين استاد معتقد است‌، عنايات پروردگار هيچ گاه خدمت گزاران كتاب خود را نااميد نمي‌سازد، وي در سال 1357 شمسي مسافرتي به ايران داشت و در تهران‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز تلاوت نمود و تاكنون چندين بار به كشور ايران مسافرت كرده و داور مسابقات بين‌المللي است.
 



استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد
وي در سال 1307 هجري شمسي در قريه ارمنت در هفتصد كيلومتري قاهره به دنيا آمد. در ده سالگي قرآن را حفظ نمود. او عاشق قرآن بود و آرزو داشت كه روزي قاري بزرگي بشود. براي شنيدن قرآن‌، مسافت زيادي را پياده طي مي‌كرد، چون در آن زمان راديو وجود نداشت و فقط قهوه خانه‌ها داراي راديو‌ بودند. در آن عصر شيخ رفعت و شيخ شعشاعي در راديو، قرآن مي‌خواندند.
 
برادران بزرگ تر او به دانشگاه الازهر مصر رفتند ولي استاد به تشويق پدرش به طنطا رفت‌، تا به يادگيري فنون قرأئت بپردازد. قبل از رفتن به طنطا، يكي از شيوخ قرآني‌، قرائت سبع را به او ياد داد. استاد در اين زمان دوازده ساله بود. وي در سن چهارده سالگي موفق به يادگيري قرائت عشره شد. حال از زبان خود استاد، ادامه ي سرگذشتش را مي‌خوانيم:
ما علاوه بر حفظ قرآن‌، در كتاب‌ها معاني را هم فرا مي‌گرفتيم‌، همه چيز را مي آموختيم‌. چون لازم است وقف يا ساير مسايل ديگر در جاي مناسبش صورت بگيرد. من در سال 1951 ميلادي براي اولين بار به قاهره رفتم و براي ده دقيقه قرائت دعوت شدم كه قرائت من يك ساعت و نيم طول كشيد. از آن به بعد در راديو قرآن مصر راه يافتم‌. در سال 1952 بود كه به حج رفتم و صداي من براي اولين بار در عربستان ضبط گرديد. البته من از ساير قاريان نيز اثر پذيرفته‌ام‌. بيشتر علاقه داشتم تا قرائت شيخ مصطفي اسماعيل را گوش بدهم و همچنين شيخ شعشاعي و شيخ رفعت در من اثر داشته‌اند.

من روش خاصي در قرائت قرآن داشتم‌. روش خودم را از كسي هم اكتساب نكرده‌ام‌، بلكه طريقي خاص را براي خود برگزيدم و اين در حالي است كه مي‌شنوم اين روش هم اكنون مقلدان فراواني را جذب كرده است‌. من خوشحالم كه كسي از روش من تقليد مي‌كند ولي در عين حال تقليد را تشويق و تأييد نمي‌كنم‌، چون عمر تقليد كوتاه است‌. شخص تقليد كننده خسته و مقلد هميشه در حال زحمت است و زماني مي‌رسد كه ديگر نمي‌تواند تقليد نمايد. در گذشته‌، قاريان بيشتر به صداي خودشان تكيه داشتند، هنگامي كه ميكروفون‌ها به كار گرفته شده در صداي قاريان تأثير زيادي ايجاد كرده است‌. صدا بايد في نفسه زيبا باشد و داراي ارزش خاص خود باشد. ابزار ميكروفون آن را فقط تقويت مي‌كند. گاهي اوقات انسان منسجم است‌. در آن ساعات فيوضات الهي وجود دارد. در اين اوقات مي‌تواند در استوديو بخواند و بهتر از هنگامي كه مردم حضور دارند، تلاوت نمايد. ساعاتي وجود دارد كه همراه با معنويت است‌. فرشتگان نازل مي‌شوند و همراه با فيوضات الهي است‌، گاهي انسان در مسجد تلاوت مي‌كند و احساس مي‌كند كه يك فضاي نوراني بر آن جا حاكم است من خودم در روضه شريف نبوي يك بار تلاوت كردم‌، اصلاً احساس خستگي نكردم‌. من در آن جا سوره مزمل را تلاوت مي‌كردم و حالت عجيبي داشتم‌. گويا در بهشت قرآن مي‌خواندم‌. به ياد حديث پيامبر (ص‌) بودم كه فرمود: «بين محراب و منبر بوستاني از باغ‌هاي بهشت است‌.»

قرائت قرآن در روزها و شب‌هاي ماه رمضان داراي حالات ديگري است‌. رمضان داراي زيبايي خاصي است‌. مسأله تحسين قاري توسط شنوندگان هم هست كه البته من الفاظي را كه از مد باشد و همچنين در جاي خود به كار نرود، شايسته نمي‌دانم‌. الله الله گفتن با صداي ملايم مقبول است و اشكالي ندارد، ولي صداهايي را كه بيش از حد باشد و همچنين در جاي خود به كار نرود را نمي‌پسندم‌. در آياتي كه ذكر بهشت و نعمت است‌، تحسين خوب است ولي فرض كنيد بعضي جاها حتي معناي آيه قرآني را نمي‌فهمند و فرياد مي‌كشند: الله‌، اين از نظر من تحسين نيست‌. علاوه بر اين‌، من هرگز بلندتر بودن صداي شنوندگان را نسبت به قاري درست نمي‌دانم و يك محفل آرام را براي قرائت قرآن بهتر مي‌دانم‌.

در سفرهايم‌، من به چهار ايالت از ايالات آمريكا كه در آن‌ها مراكز مسلمين وجود داشت‌، سفر كرده‌ام‌. در لوس آنجلس‌ شش نفر اسلام آوردند. در اوگاندا در يك مجلس هفتادودو نفر و در مجلس دوم‌، بيست نفر مسلمان شدند. از فضل خدا شش نفر در آفريقاي جنوبي و چند نفر هم در يك كشور ديگر به اسلام ايمان آوردند.

قرآن نگهدار من و همه چيز من است‌. ساعاتي كه صفا و صميميت و معنويت بر آن حاكم است‌، در قبل از سپيده دم بر من رخ مي‌دهد. در طول روز يك ساعت‌، يك ساعت و نيم قرآن مي‌خوانم ولي قبل از طلوع فجر شايد يك ساعت و نيم‌. به فضل الهي عادت دارم كه يك ساعت قبل از طلوع فجر از خواب برخيزم و در حد توان نماز بخوانم و قرآن بخوانم و بعد هم استراحت كنم‌.
انسان بايد همواره قرآن بخواند اگر او قرآن را رها كند. قرآن هم رهايش مي‌كند. اما اگر انسان عادت كند كه هميشه قرآن را تلاوت كند، هرگز فراموش نمي‌كند. براي همين است كه من هميشه قرآن مي‌خوانم‌. به برادران قاري كه در آغاز راه هستند، توصيه مي‌كنم كه روش خاصي را براي خود داشته باشند، از كسي تقليد نكنند تا شخصيت كاملي براي خود باشند.
 



استاد محمد صديق منشاوي‌
مرحوم استاد منشاوي در سال 1299 هجري شمسي يعني حدود هشتاد سال پيش به دنيا آمد. چون شهر ايشان منشات مصر نام داشت‌، به منشاوي مشهور شده است‌. پدرش شيخ صديق منشاوي از قاريان مشهور عصر خود به شمار مي‌آمد، و لذا استاد به تشويق و تعليم پدر كه اولين آموزگارش بود، به فراگيري معارف اسلامي و تعلم قرائت پرداخت‌. در كودكي‌، قبل از نه سالگي قرآن را حفظ نموده و در نوجواني به تلاوت قرآن در مساجد مصر ‌پرداخت‌. در جواني وارد راديوي مصري شد و به صورت يكي از مشهورترين قاريان مصر درآمد. منشاوي به دليل عمر كوتاهش‌، به كشورهاي كمي مثل‌: سوريه‌، كويت و برخي از كشورهاي عربي سفر كرد. استاد داراي برادري بنام محمود مي‌باشد كه در قيد حيات است و به سبك او تلاوت مي‌كند. استاد محمد منشاوي قاري كم‌نظيري بوده و از مفاخر قرأ و مبتكر در الحان گوناگون قرائت قرآني مي‌باشد.

سبك‌، تلاوت‌، صوت زيبا و لحن گرم و حزين به همراه تلفظ صحيح و بيان قوي از مختصات قرائت اوست كه مستمع را مجذوب و متوجه آيات الهي مي‌كند. وي به قرائات سبعه و عشره و راويان قرأ استادي سطح بالايي دارد و به همين دليل شهرتش جهاني است‌. او علاوه بر به جاي گذاشتن مجموعه قرائت تحقيق‌، هنر تلاوتش در ترتيل را نيز به اثبات رسانيده است و با تسلطي كامل و سليقه‌اي‌ خاص‌، كل قرآن را به ترتيل تلاوت نموده است‌. استاد منشاوي در اواخر عمر خود به بيماري سرطان حنجره مبتلا شد و پزشكان او را از تلاوت منع كردند. آن مرد الهي‌، در سن چهل و نه سالگي در سال 1348 در شهر قاهره ديده از جهان فرو بست‌.
 



استاد غلوش‌
در حدود 55 سال پيش «راغب مصطفي غلوش‌»، در روستايي به نام «برمه‌» مركز طنطا از استان غربي مصر به دنيا آمد. خانواده او از قرأ ممتاز مصر بودند. از ميان چهار فرزند او ياسر (كه جواني 25 ساله است) از شاگردان ممتاز اوست‌. «ياسر» به زودي از قاريان بزرگي خواهد بود كه از تمامي قرأ تقليد مي‌كند و به گونه‌اي است كه اگر تلاوت او شنيده شود، مثل آن است كه تمامي قرأ مقلد او هستند.

استاد غلوش قرائت خود را، پس از اخذ ديپلم در حفظ قرآن‌، با روش ورش از نافع شروع كرد. شيخ «عبدالقندي شرقاوي‌» و شيخ «ابراهيم طبليحي‌» و مرحوم «ابراهيم سلام‌» اساتيد او مي‌باشند كه در طنطا زندگي مي‌كردند.
استاددر سن 24 سالگي وارد راديو مصر شد. در اين سن ،جوان ترين قاري كشور مصر بود. زماني كه وارد صداوسيماي مصر شد، در آن موقع 160 قاري امتحان ورودي داده بودند كه فقط استاد غلوش پذيرفته شد. غلوش در ابتدا مقلد تلاوت استاد مصطفي اسماعيل بود و به طوري تلاوت مي‌نمود كه گويا مصطفي اسماعيل مقلد اوست‌. استاد غلوش دوشنبه صبح تلاوت مي‌نمود و مصطفي اسمعيل در روز جمعه‌، شب به تلاوت در راديو مي‌پرداخت‌. شيخ «طبلاوي‌» شيخ «حصان‌»، شيخ «شعيشع‌»، شيخ «شبيب‌» و شيخ «بسيوني‌» از دوستان نزديك وي مي‌باشند. استاد غلوش‌، از مرحوم محمد منشاوي به بزرگي ياد مي‌كند و خاطره‌اي را بيان مي‌دارد كه آوردن آن را مناسب مي‌دانيم‌:
" در يكي از دعوت‌ها، وقتي سه شب سفر استاد تمام شد، قرار شد كه حق‌الزحمه او را پرداخت كنند كه در آن زمان لازم بود چند سكه طلا به او بدهند. در حالي كه او بدون اين كه صحبتي پيرامون مبلغ مورد نظر بكند، يك مبلغ ناچيزي دريافت كرد و به شهر خودشان بازگشت‌. بعداً افرادي كه او را دعوت كرده بودند، به شهر او رفته و از او معذرت خواهي كردند و گفتند كه مي‌خواهيم پول بيشتري به شما بدهيم‌، استاد منشاوي از آن‌ها قبول نكرد و گفت‌: «نصيب من همين مقداري است كه گرفته‌ام‌."

استاد غلوش به همراه اساتيد بزرگي مثل‌: مرحوم «خليل الحصري‌» مرحوم «مصطفي اسماعيل‌» مرحوم «منشاوي‌» مرحوم استاد «نصرالدني طوبار» و استاد «محمد بسيوني‌» به مسافرت‌هاي خارجي‌، رفته است‌. در يكي از مسافرت‌هاي ايشان 254 نفر مسيحي مسلمان شدند.

او قاريان ايراني را قاريان ممتازي مي‌داند و آينده درخشاني را براي ايشان پيش‌بيني مي‌كند. به طوري كه مي‌گويد: «من در هيچ كشوري‌، اين چنين قارياني را نديده‌ام‌.» نصيحت او به قاريان ايراني اين است كه قرآن را حفظ كنند و آن را با تجويد كامل ارائه دهند زيرا ايشان داراي صداي شيرين و خوبي هستند و اين قابل تحسين است‌.
 



استاد شحّات محمّد انور
از اساتيد ممتاز علم قرائت قرآن كريم مي‌باشند كه صاحب صوتي گرم و حزين مي‌بوده و مشتاقان زيادي دارد. در سال 1329 هجري شمسي در روستاي «كفرالعزيز» در مصر به دنيا آمد. در سه ماهگي يتيم شد و با مربي خود، شيخ «حلي محمد مصطفي‌» همراه شد و قرائت قرآن را فراگرفت‌. از سه سالگي شروع به حفظ قرآن كرد و در شش سالگي حافظ كل قرآن شد. علم تجويد را نزد شيخ «الفرارجي‌» و شيخ «حسن منصور» به مدت سه سال آموخت‌. وي از دوازده سالگي قرائت در مجالس را آغاز نمود و در حالي كه بيست و هفت سال داشت‌، در راديو مصر تلاوت قرآن نمي‌نمود.
استاد «عبدالباسط» و مرحوم استاد «علي البنا» وقتي صداي او را شنيده بودند، براي او آينده روشني را پيش بيني كرده بودند. استاد انور به درخواست استاد عبدالباسط تاكنون در هيئت رئيسه انجمن قرأ مصر فعاليت مي‌كند. وي به كشورهاي قطر، نيجريه‌، اوگاندا، مالديو و ايران مسافرت داشته است‌. او به قاريان چنين نصيحت مي‌كند كه «ابتدا به حفظ آن پردا خت، سپس علم تجويد را فراگرفته و در درجه بعد به يادگيري نغمه‌ها و الحان قرآن مبادرت كنند.»

شيخ «حلمي محمد مصطفي‌»، شيخ «علي سيداحمد الفرغچي‌» و «حسين منصور» اساتيد او بودند كه مراحل مختلف را نزد ايشان گذرانيده‌ است. وي معتقد است‌، بهترين اسلوب رعايت تقوي الهي در تلاوت قرآن است‌. در ابتدا شرط اين است كه حافظ قرآن شويم و با اين شرط، فرد اهليّت پيدا مي‌كند كه يك قاري قرآن بشود. در واقع شرط اساسي براي قاريان قرآن‌، حافظ بودن است و لازم است از سن 3 يا 4 سالگي اين كار را شروع كنند و در اين زمينه‌، پشتكار و تمرين خيلي اهميت دارد.
 



استاد عبدالعال‌
سيدمتولي عبدالعال از اساتيد مشهور در دهه اخير است كه به واسطه تلاوت‌هايي بسيار زيباي خود، توأم با نغمات حزين و صداي گرم و نواحي هيجان‌برانگيز و ملكوتي‌، شهرت يافته است‌. استاد در هفت سالگي موفق به حفظ سه جز از قرآن شد و در نهايت در دوازده سالگي موفق به حفظ كامل قرآن شد. در سيزده سالگي روش خاص خود را اتخاذ نمود به طوري كه اصلاً نمي‌توان سبك او را به سبك ديگري نزديك دانست‌.

از عبدالباسط و مصطفي اسماعيل مي‌توان به عنوان اساتيد وي نام برد. استاد عبدالعال به «سيداحمد البدوي‌» علاقه فراواني دارد و او را آقاي خود مي‌داند. او معتقد است‌:
«بايد الحان را با احساس قبلي و منطبق بر معاني و مفاهيم آيات قرآن كريم پياده كرد تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك نمايد و لذت اخروي از اين امر ببرد وگرنه دانستن موسيقي صرفاً به خاطر زيبا كردن صوت هيچ گونه فايده و اجري ندارد. قاري اول بايد عادت كند كه صبح زود از خواب برخيزد و پس از اقامه نماز به وقت قبل از طلوع آفتاب حفظ آيات قرآن را مرور كند و سپس حداقل به مدت ده دقيقه يا هفت دقيقه جهت تمرين‌، قرائت قرآن نمايد. قبل از صبحانه و با صوت متوسط تلاوت نه با صداي بلند و جواب لحن‌، و بداند كه اين‌، تمرين بسيار خوبي براي صوت است‌.»
 



استاد بسيوني‌
محمداحمد بسيوني قرآن را تحت نظارت پدرش در سن ده سالگي حفظ نمود. در جواني وارد دانشگاه الازهر شد و تا سطح ليسانس در آنجا تحصيل نمود. در سن بيست و چهار سالگي وارد راديو قرآن مصر شد. او علاوه بر قرائت قرآن‌، حدود پانزده سال است كه در الازهر تدريس مي‌كند. وي مي‌گويد: «آهنگ و موسيقي قرآن كريم منحصر به فرد است و با آهنگ و موسيقي آواز اختلاف بسياري دارد و از اين رو جهت هر دستگاهي منزلتي هست مختص به خود و به معاني قرآن بستگي دارد. قاري بايد بين آهنگ و معاني آن هماهنگي ايجاد نمايد و اين درباره تمام دستگاه‌هاي موسيقي صدق مي‌كند.»
 



استاد طبلاوي‌
محمد محمود طبلاوي‌، شيخ قاريان مصري‌، عضو شوراي عالي امور ديني و قاري الازهر و قائم مقام سنديكاي قرأ قرآن مصر، در سال 1934 ميلادي در شهر «نيت عقبه‌» مصر در استان «جيزه‌» به دنيا آمد. پدرش بي‌سواد بود ولي اهتمام در پيشرفت فرزندش داشت‌.

استاد در سن خردسالي قرآن را حفظ نمود و حفظ قرآن را نزد استاد «شيخ غنيم زحوي‌» پي‌گيري نمود. در سيزده سالگي به «معهد القرائت‌» در دانشگاه الازهر پيوست و در آنجا شش سال به تحصيل پرداخت‌. ابتدا اجازه قرائت (حفص‌) و سپس گواهينامة عالي و در نهايت گواهي نامه تخصصي در علم قرائت را دريافت نمود. در سن پانزده سالگي‌، با شيخ «ابوالعينين شعيش‌» ، شيخ «سيفي‌» ، شيخ «عبدالفتاح شعشاعي‌» ، شيخ «عبدالعظيم زاهد» و شيخ «علي حزّين‌» تلاوت مي‌نمود. استاد طبلاوي در هر هفته يك بار قرآن را به طور كامل تلاوت مي‌كند به طوري كه در روز جمعه هر هفته از اول قرآن شروع و در روز پنج شنبه هفته بعد قرآن را ختم مي‌كند. از خصوصيات استاد آن است كه‌، با فطرت خود تلاوت مي‌كند و براساس موسيقي قرآن را تلاوت نمي‌كند. او دوست ندارد كه نت‌هاي موسيقي را ياد بگيرد و عقيده دارد كه خود قرآن داراي نغمه مخصوص به خود مي‌باشد. استاد طبلاوي به كشورهاي انگليس‌، ژاپن‌، كره‌، آلمان‌، فرانسه‌، ايتاليا، مغرب‌، تونس و ليبي مسافرت داشته و يك بار نيز به ايران آمده است‌.

او معتقد است كه «بايد در هر مسجد از مساجد ايران‌، يك معلم قرآن حضور فعال داشته باشد تا قرآن به وسيله او تحفيظ و آموزش داده مي‌شود. اجازه ندهند كه قاري‌، از روي مصحف تلاوت كند. بر دولت مردان است كه معلمان قرآن را گرامي بدارند و براي او يك زندگي انديشمند و آبرومند فراهم كنند. قاري قرآن اگر با خدا ارتباط محكم و اطمينان وافر نداشته باشد، هر قدر هنرنمايي كند، آن در دل‌ها جاي نمي‌گيرد، ولي اگر قرآن را سرمشق و الگو براي خود قرار دهد، پروردگار، توفيقي بيشتر به خود فرزندان او مي‌دهد و در حال او فزوني و در هر كار و تصميمي به او كمك مي‌كند.»
 



استاد محمد رفعت‌
مرحوم محمد رفعت حافظ قرآن مجيد مسلط به انواع قرائت و مبتكر در خلق الحان و اصوات زيباي قرآني است‌. او از برجسته‌ترين قاريان عصر حاضر است كه ملقب به "امام القرأ" مي‌باشد. وي در قرائت قرآن روشي منحصر به فرد داشت و به واسطه نبوغش‌، در ميان مشاهير قرأ، بي‌نظير است‌. استاد رفعت در سال هزار و سيصدهجري قمري در قاهره متولد و در سن شش سالگي به دليل بيماري شديد، نابينا گرديد. مشوق اصلي او، پدرش شيخ "محمود رفعت" بوده و استاد اول او شخصي به نام شيخ «حماده‌» بود.

استاد رفعت قصار السور را در چهار ده روايت‌، تلاوت كرده و قرائت سوره هود توسط او در موزه بريتانيا، ثبت و ضبط مي‌باشد استاد شعيشع از مريدان و مقلدان اوست‌. «شيخ احمد الرزيقي‌» در مورد وي مي‌گويد: «مرحوم رفعت ـ رحمه الله ـ در قرائت تبحري كامل داشت‌. در علم وقف و ابتدا مسلط بوده و خداوند در صوت ملكوتي وي آيه‌اي را در مورد وعده‌ها و تصويف بهشت تلاوت مي‌كرد و در آن آيه نغمه و آهنگي را انتخاب مي‌نمود كه شنونده كيفيت بهشت را مي‌توانست مجسم نمايد و يا اگر آيه‌اي را مورد عذاب تلاوت مي‌كرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهنم را به مستمع مي‌فهماند.» از استاد رفعت آثاري گران‌بها در قرائت‌هاي مختلف و نيز اذان به يادگار مانده است كه نام و يادش را جاويدان مي‌سازد. استاد رفعت در سن 69 سالگي به رحمت ايزدي پيوست‌.
 



استاد خليل الحصري‌
محمد خليل الحصري اولين كسي است كه فكر قرائت قرآن را توأم با صداي خوش در سر پرورانده پس از آن راديوي مصر، صوت دلنشين قرآن را از او پخش مي‌نمود. آغاز زندگي او در قريه «شبرالنعله‌» مركز طنطا بوده است و در آن جا به دنيا آمد. چون پدرش حصيرباف بود، به همين نام مشهور شد. استاد در ده سالگي موفق به حفظ تمامي قرآن كريم شد. به همراه شيخ «مصطفي اسماعيل‌» و شيخ «محمود علي البنأ» در مؤسسه الاحمدي در نزد استاد «ابراهيم سلام‌» مشغول تعليم و يادگيري قرائت قرآن گرديد. او از ميان دويست شركت كننده مسابقه ورودي راديو قرآن مصر، رتبة اول را كسب كرد و اين نقطه عطفي در زندگي او به شمار مي‌رود. استاد حصري اولين قاري بود كه به كشورهاي خارجي سفر داشت و به كشورهاي هند، پاكستان‌، اندونزي‌، مالزي‌، فيليپين‌، هنگ كنگ مسافرت نمود. مرحوم حصري موفق شد در فرانسه‌، ده نفر را مسلمان كند و عظمت و نورانيت قرآن را به اثبات برساند. وي علاوه بر كشورهاي ذكر شده به كانادا، آمريكا، سويس‌ و چين نيز سفر داشته است (و در سفر آخر خود يعني در كويت فوت نمود) و در آمريكا نيز موفق به ايمان آوردن هجده نفر مسيحي به دين اسلام شده است‌. استاد حصري به دليل اشراف كامل بر قرآن‌، چندين مورد از تحريف آيات قرآن كريم توسط يهوديان را فاش نموده و براي همين منظور اولين كسي است كه تمام قرآن را به صورت ترتيل معروف را ارائه داد و نيز ردي بر قرآن چاپ اسرائيل نوشته است‌. اين استاد بزرگ در سال 1390 هجري قمري در كويت درگذشت‌. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
 



محمد عبدالعزيز استاد حصان
شيخ محمد عبدالعزيز حصان در مردادماه 1307 ه‌.ش در روستاي الفرستق در استان الغربيه مصر بدنيا آمد او در سن 7 سالگي در عين نابينايي حافظ قرآن شد فراست و تيزهوشي شيخ حصان باعث شد تا به توصيه يكي از دوستان پدرش ايشان را به مكتب شيخ عرفه الرشيدي فرستاد. شيخ حصان مي‌گويد: «چون نابينا بودم اهالي محل مرا شيخ محمد مي‌خواندند و عشقي كه به تلاوت قرآن داشتم اطرافيانم را در خانه و روستا و مكتب واداشت حرمتم را حفظ كرده و براي شخصيتم ارزش و احترام قائل شوند و متوجه شدم با قرآن به اوج افتخار و عظمت دنيوي و اخروي خواهم رسيد و همين مسئله باعث شد قبل از هفت سالگي حافظ قرآن شوم‌.»

وي انواع قرائت‌هاي قرآني را آموخت به نحوي كه در رده علماي تراز اول قرار گرفت آواي تلاوت شيخ محمد علاوه بر حافظ كامل قرآن و علم به احكام تلاوت و توان مافوق تصورش در انتقال از مقامي به مقام ديگر و پاي‌بندي و متابعت و زيبايي آواز و صداي دلنشين او را بيش از پيش او را شهره شهرها و روستاهاي استانش ساخت و در مدت بسيار كوتاهي او را هم رديف شيوخ معروف چون مصطفي اسماعيل‌، حصري‌، منشاوي‌، شعشاعي‌، علي البنا و عبدالباسط ساخت‌. در جشني كه عبدالرحمن بكر رمضان ترتيب داده بود قرائت قرآن نمود و عبدالرحمن سرنوشت پرافتخاري را براي وي به استادش نويد داد و در نهايت پيش بيني آن مرد فاضل در مورد وي به حقيقت پيوست‌.

وي علاقه خاصي به مرحوم مصطفي اسماعيل دارد و شيخ حصري بارها گفته بود: «كه شيخ محمد سرنوشت درخشاني در پيش رو داري‌» و نقش هدايت كننده‌اي داشت و علي البنا جزء دوستان صميمي و وفادار شيخ حصان بود وي در مدرسه تلاوت قرآن، قبل از رحلت اساتيد فن تلاوت مصطفي اسماعيل و خليل حصري مقام خاصي را كسب نمود و به وي لقب «قاري فقيه» داده شد؛ زيرا وقفه‌هاي ابتكاري جديد او به دليل تخصص در علم رده بندي نغمه‌هاي قرآني بسيار عالي بود وي پس از كسب شهرت بسيار از روستايش به شهر كفر الزيات نقل مكان كرد. او پس از درخشش در يك گردهمايي شبانه در همان شهر به سفارش استاد عبدالرحمن سلامه همكاريش را با راديو آغاز كرد.
 



استاد محمدعلي البنا
از ديگر مشاهير بزرگ علم قرائت قرآن‌، استاد محمد علي البنأ است كه تسلط اش بر مقامات و الحان قرآن كريم در نزد تمامي اهل فن مشهود مي‌باشد. شيخ محمود علي‌البنأ در سال 1926م‌. در روستاي «شراباس‌» از استان «منوفيه‌» مصر پا به عرصه وجود گذارد. او نيز چون ساير اساتيد برجسته اين فن تحت تأثير تشويق و اصرار خانواده كه همواره آرزوي آن داشتند كه در آينده‌اي نه چندان دور به سلك قاريان و حافظان مشهور قرآن كريم بپيوندد، تعليم اين علم را آغاز نمود. مسجدالاحمدي در شهر طنطا اولين مكاني بود كه استاد در آنجا فراگيري قرآن را آغاز كرد. پس از آن با سپري كردن دوره مقدماتي به مدرسه ديني واقع در مركز استان منوفيه منتقل شده و در آنجا از محضر اساتيد بزرگ علم قرائت بهره‌ها جسته‌، علوم و فنون و قواعد تلاوت و قرائت‌هاي مختلف را آموخت، سپس در محضر استاد «ابراهيم سلام‌»، كه از بزرگترين اساتيد شهر طنطا بود، توانست در مسير تعليم اين علوم به پيشرفتي چشمگير نايل آيد. پس از آن با راهنمايي اين استاد ارجمند وارد الازهر شده‌، پس از تحصيل در آنجا به او اجازه تدريس داده شد. سرانجام شهرت چشمگير استاد باعث شد تا او نيز همانند بسياري از اساتيد مسلم علم قرائت وارد راديو قاهره شود و در ايام خاصي به تلاوت قرآن كريم بپردازد. از مكان‌هايي كه استاد بارها در آنجا به تلاوت قرآن كريم پرداخت‌، مسجد الاحمدي و مسجد امام حسين (ع‌) مي‌باشد.

ايشان داراي فرزندان زيادي مي‌باشند و از ميان آنان شيخ احمد علي البنأ يكي از قاريان مشهور قرن حاضر به شمار مي‌آيد كه استماع تلاوت‌هاي او يادآور قرائت‌هاي محزون پدر فقيدش مي‌باشد. ايشان در سال 70 به همراه «استاد طبلاوي‌» و «استاد رزيقي‌» و «استاد شعيشع‌» به ايران سفر كرده است‌. استاد مرحوم علي‌البنأ پس از وفات «شيخ خليل الحصري‌»، به سمت شيخ القرايي در مصر منصوب گرديد و همچنان در اين سمت باقي ماند تا آنكه پس از وفاتش «شيخ عبدالباسط» عهده دار اين منصب گرديد. او از جمله قارياني است كه هنر ارزنده قرائت را با ساير خصوصيات و صفات والا درهم‌آميخت‌; از اين رو عظمتش چنان بر دل‌ها نشست كه همواره از او به عنوان يكي از برترين قاريان و اساتيد اين فن عظيم تجليل به عمل آمده است‌.

تواضع و افتادگي شيخ، صوت دلنشينش را بيش از پيش در دلها مي‌نشاند، صوتي كه به حقيقت برگرفته از اين كلام حضرت رسول اكرم (ص‌) است كه مي‌فرمايد: «قرآن با حزن نازل شده است پس آن را با حزن بخوانيد.» آري شايد به جرأت بتوان گفت كه حزن و خشيت صوت اين استاد چنان است كه بي‌درنگ مستمع را محزون ساخته و به حالتي از خشيت الهي مي‌كشاند. استادي كه به حق مفاهيم بزرگ قرآن را با صوت محزون خويش جلوه‌گر ساخته است‌. سرانجام اين استاد شهير علم قرائت قرآن در سال 1985م‌. بر اثر يك بيماري در شهر قاهره ديده از جهان فرو بست و بدين سان جهان اسلام را در رثاي يكي از قاريان بزرگ خويش سوگوارساخت‌.
 



استاد احمد احمد نعينع‌
دكتر نعينع در سال 1954م‌. در مركز مطويس از استان كفر الشيخ به دنيا آمد. در آن قريه تنها جمعي از مردم از شهرت قرآني وي آگاه بودند وي تلاوت قرآن كريم را از كودكي و در روستاها و تشويق و راهنمايي و تحت تعليم استادان شيخ احمد شوأ (در حفظ قرآن‌) و شيخ امين هلالي (در تجويد) كه هر دو نابينا بودند آغاز كرد و به دليل علاقه به شيخ هلالي دوست داشت از وي تقليد كند. استاد خود را مديون شيخ محمد فريد نعمان مي‌داند كه به وي قرائت‌هاي هفتگانه و تفسير را آموخته است‌.

در سال 1960 براي اولين بار با شيخ مصطفي اسماعيل روبرو شد و اين آرزو كه روزي از قاريان مهم قرآن كريم گردد به زودي در او شكوفا شد و در مدرسة ابتدايي درخشيد و در دورة دبيرستان شهرت وي منطقة بحري را فراگرفته بود. دكتر نعينع داراي دانشنامه پزشكي در طب كودكان مي‌باشد كه اين مدرك را در سال 1979م در اين رشته اخذ كرد. ايشان يكي از بهترين ادامه دهندگان راه استاد شيخ مصطفي اسماعيل است ؛ در اين مورد خود مي‌گويد:" من به شيخ اسماعيل گرايش دارم صداي او زيبا و قوي است."

دكتر نعينع در فاصله سال‌هاي 1970 تا 1980م به عنوان قاري در مسجد السماك منطقه غيط العنب به قرائت مي‌پرداخت و پس از اين تاريخ بود كه به عنوان قاري در راديو قاهره پذيرفته شد. وي براي اولين بار قرآن را در راديو اسكندريه تلاوت كرد و از اين طريق بود كه مردم با وي آشنا شدند. در اواسط سال 1980م نام و شهرت دكتر نعينع جهاني شد و صداي او در كشورهاي مختلف اسلامي پخش مي‌شد. در همين زمان بود كه وي پس از قاري محمود علي‌البنا در مسجد حسيني قاهره به عنوان قاري تعيين شد. دكتر نعينع در افتتاح كليه جشن‌هاي رسمي و مذهبي دولتي آن سال‌ها به قرائت مي‌پرداخت و تاكنون افتخار آن را داشته است كه بنا به خواست خانواده جمال عبدالناصر پيشواي فقيد مصر در سالروز رحلت وي در مرقدش به قرائت بپردازد. دكتر نعينع متاهل است همسر وي دكتر ايناس الشعرا و استاد دانشكده پزشكي دانشگاه اسكندريه است و داراي سه فرزند مي‌باشد.